بهمن
۲۵

سلام دوست جونای گلم .

بابا مردیم تا این بلاگفا رو به راه شه . از صبح تا حالا کلی حرص خوردم.

ولی عجب ولنتاینه باحالی شده امروز .

الهی من بمیرم برای خودمون

اول رامک گلی اومد پیشم ………  بعدش عاطی جون با شکلات

یکی منو بگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره

ولینتاین بر همه مبارک :X

خیلی باحاله نه خودمون به خودمون کادو می دیم :D

الهی من بمیرم، دارم ذوق مرگ می شما .

خصوصیه (…… )  :X:*

گفتم داستان ولینتاین رو بنویسم شاید خوشتون بیاد هر چند کامل نیست .

اگه شما کاملتر می دونید برام بنویسین.

روزی روزگاری در زمان یه پادشاهی که نمی دونم کی بود .

برای اینکه همه به فکر جنگ باشن ازدواج و دوستی رو ممنوع کرده بود.

اما

در این بین یه کشیشی بود به نام ” والنتین

این کشیش مهربون تو کلیساش مخفیانه دختر و پسرا رو به عقد هم در میاورد

و می زاشت که با هم حرف بزنن ……..

تا روزی از روزا که ۱۴ فوریه بود  این پادشاهه این کشیش مهربون رو می کشه.

و این روز به روز ولینتاین  ” روز عشاق ” معروف شد به یاد این کشیش مهربون . ;;)

دسته‌ی: ولنتاین  برچسب:
شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را از طریق خوراک دنبال کنید. شما می‌توانید دیدگاهی بگذارید، یا حتی بازخوردی از سایتتان.
دیدگاهی بگذارید

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

2012 Sober. | بهینه‌ شده از طرح‌ایران