دی
۱۸
    
ارسال شده توسط () در موضوع دسته‌بندی نشده در تاریخ دی-۱۸-۱۳۸۶

خدا رو شکر که برف بند اومد، ما هم برگشتیم به روزای عادی خودمون.

دیشب خواب دیدم تولدمه. همه دعوت بودن ، من آخر از همه با کلی اضطراب و استرس رسیدم به مراسم اونم با چه قیافه زشتی، گریه م گرفته بود! موهام بیش از حد بهم ریخته بود! یه لباس زشت هم تنم بود! کلی تو خواب غصه خوردم. آه

امروز به خودم قول دادم بشینم درست و حسابی با فتوشاپ کار کنم. آخه به آرایشگرم قول دادم کارت ویزیت براش بزنم. یه نمونه درست کردم وقتی تکمیل شد می برم نشونش میدم! خیلی خانوم گُلی هستن. من که اینقد دوسش دارم… خلاصه خواب دیشب بهانه ای شد که یه کار خیری بکنم !

آها یه دوست بنگلادشی هم پیدا کردم! چون چت به زبان انگلیسی واسم یه خورده زیاد سخت بود بنا به این شد که فارسی یادش بدم. منم که عشق محبت و دوستی و کمک کردن. الان خیلی قشنگ همش بهم میگه: Khahare azize man Hadiseh ! باحاله، خودم که کیف میکنم.

چقد من حس انسان دوستیم زیاده آخه!



ارسال نظر
نام: 
ایمیل: 
وبگاه: 
نظر: