اردیبهشت
۳۰
    
ارسال شده توسط () در موضوع دسته‌بندی نشده در تاریخ اردیبهشت-۳۰-۱۳۸۷

با تواَم! تو که به عشقت میگی عشقِ آسمونی،

بگو از زخمای پیر این قبیله چی می دونی؟

تو که غیر از قُلُ زنجیر تا حالا هیچی ندیدی،

تو که جُز صدای گریه هیچ صدایی نشنیدی،

تو که چرخیدی یه عمرِ تو این مدار تکرار،

همیشه زنده گی کردی، میون چهار تا دیوار،

چی می دونی از تبار ساکت نفس بریده؟

چی می دونی از ستاره؟ چی می دونی از سپیده؟

حالا ما رو خوب نگاه کن، که گرفتار سوالیم!

اما از وحشت ساطور، مثِ نعشِ مُرده لالیم!

پ.ن: یغما گلرویی – بی سرزمین تر از باد – کتابش هدیه است!



ارسال نظر
نام: 
ایمیل: 
وبگاه: 
نظر: