تیر
۱۹
    
ارسال شده توسط () در موضوع دسته‌بندی نشده در تاریخ تیر-۱۹-۱۳۸۷

تا به حال تو حموم گیر افتادین؟ :((

من امروز سه ساعت تو حموم گیر کردم خیلی خیلی خیلـــــــــــــی بده :((! احساس خفگی و بد بختی داشتم.

من وقتی تو حموم بودم آقای همسر اومدن به موهای نازنینشون ژل زدن و در ورودی رو از بیرون بستن. همین که خواستم بیام بیرون دیدم در باز نمیشه …. گریه ام گرفته بود از این بدبختی بزرگ!!!!

مجبور شدم ترتیب شیشه رو بدم چون اگه میخواستم منتظر صادق باشم باید تا ده شب اون تو می موندم، چیزی هول و هوش ۶ ساعت. تو همون چند ساعت دق کردم من. الانم نمیتونم دهنم رو باز کنم از شدت گلو درد. حتی یه کلمه هم نمیتونم بگم، خیلی درد میکنه یه حسی تو مایه های خفگی دارم. صادق شانس اورد که نمیتونم داد و بیدا کنم.

وقتی اومدم بیرون تندی پتو برداشتم و با کنترل پریدم رو مبل، گذاشتم موزیک پخش شه تا بخوابم که شاید حالم بهتر شه اما ابریزش بینی نذاشت که نذاشت. الانم که هم تنم درد میکنه هم گلوم. میخوام برم دکتر، آمپول میخوااااااااااااااام.



ارسال نظر
نام: 
ایمیل: 
وبگاه: 
نظر: