گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای
من شکستم هر دو را
گفته بودم،از سکوتت،از غرورت خسته ام
به خاموشی مغرورانه ات
شکستی تو مرا
با تو گفتم
از همه تنهایی ام، خستگی ام
با تو گفتم تا بدانی
با همه ناجیگری، بی ناجی ام
تو، سکوتت خنجریست
بر قلب من
و حضورت، مرهمی
بر زخم من
پس، باش
تا همیشه با من باش
حتی اگر خاموشی
شهریور
۰۳
دستهی: ادبی
شما میتوانید دیدگاههای این مطلب را از طریق خوراک دنبال کنید.
شما میتوانید دیدگاهی بگذارید، یا حتی بازخوردی از سایتتان.
دیدگاهی بگذارید
