مهر
۰۵
    
ارسال شده توسط () در موضوع دسته‌بندی نشده در تاریخ مهر-۵-۱۳۸۷

چند وقت پیش، افطار رفتیم خونه خواهرم، بعد از سلام و احوال پُرسی رفتم به اتاق خواهرزاده هام ( مریم و بهنام ) بعد از عوض کردن لباسم چشمم افتاد به یه شاهکار جدیدی که مریم خلق کرده بود. خواهرزاده هام هر جفتشون خیلی استعداد دارن تو ایجاد کاردستی های جدید و عجیب غریب و مخصوصا نقاشی هاشوووون که دیگه نگو به خودم رفتن :D !

خلاصه هی من زُل زدم به نقاشی که مریم کشیده بود. کلی به مغزم فشار آوردم که ببینم این نقاشی رو از کجا کشیده یا اینکه اواتر کی بوده! اولین لحظه فکرم رفت سمت اواتر اتل متل :دی بعدش بیشتر دقت کردم متوجه شدم که این کجا و اون کجا. خلاصه بعد از کلی کلنجار رفتن بی خیالش شدم و از اتاق اومدم بیرون.

افطار کردیم و سریال ها رو نگاه کردیم من باز رفتم تو اتاق واستادم عروسکاشو نگاه کردم. بعد رفتم رو تخت بهنام زُل زدم به عروسک مریم و پرسیدم که کی اینو خریده و اینا :دی! بعدش از مریم پرسیدم این نقاشی ( همون نقاشی بالا ) رو از کُجا کشیدی؟

مریم گفت: از رو کارت عروسیتون خاله ! گفتم وااااای من چقد فک کردم مریم :)) هی میگفتم اینو من کجا دیدم نگوووو کارت عروسی خودم بوده =)) !

کُلی خندیدم و آفرین و مرحبا بهش گفتم. بعد خواهرم اومد تو گُفت: دلم واست تنگ میشه این عروسکه رو ناز میدم. شبیه بچه گیااااته. نازی نازی !!! شروع کرد به ناز دادنش :x خیلی باحال بود. منم دوربین همرام نبود با گوشیم عکس گرفتم :دی اگه کیفیت نداره دیگه ببخشید.

وااااااااااااااای من برم. بای بایییییییییی



ارسال نظر
نام: 
ایمیل: 
وبگاه: 
نظر: