چند وقت پیش، یه بحثی پیش اومده بود در مورد قرآن و اسلام و مسلمونا و …! یکی از دوستان به دو تا از آیه های دو سوره نساء و توبه اشاره کرد، و در اون ظلم خدا و اسلام و مسلمانان رو پیش کشید. خیلی دلم میخواست که این دوست عزیز رو روشن کنم که هر آیه ای در یک زمان و شرایط خاص نازل شده و فقط به همون آیه نباید اکتفا کرد و به تفسیر و حتی به آیههای بعد و قبلش هم مراجعه کرد!
امروز تصمیم گرفتم به قولم عمل کنم و تهتوی این دو آیه رو در بیارم تا هم برای خودم هم برای دوستانی که ندانسته اینقد سریع تحریک میشن و عکسالعمل نشون میدن روشن شه دلیل و زمان نازل شدنشون چی بوده؟
- آیه ۵ سوره توبه از نظر مفهومی در امتداد آیات قبل از می باشد.
(و این آیات ) اعلامى است از خدا و پیغمبرش به مردم در روز حج اکبر که خداوند و رسولش بیزار است از مشرکین ، حال اگر توبه کردید که توبه برایتان بهتر است ، و اما اگر سر پیچیدید، پس بدانید که شما ناتوان کننده خدا نیستید، و تو (اى محمد) کسانى را که کفر ورزند به عذاب دردناکى بشارت ده (۳)
مگر آن کسانى از مشرکین که شما با آنان عهد بسته اید و ایشان بهیچ وجه عهد شما را نشکسته ، و احدى را علیه شما پشتیبانى و کمک نکردند، که باید عهدشان را تا سر آمد مدتشان استوار بدارید که خدا پرهیزکاران را دوست مى دارد (۴)
پس وقتى ماههاى حرام تمام شد مشرکین را هر جا یافتید به قتل برسانید و دستگیر نموده و برایشان تنگ بگیرید، و به هر کمین گاهى (براى گرفتن آنان ) بنشینید، پس اگر توبه کردند و نماز بپا داشته و زکات دادن رهاشان سازید که خدا آمرزنده رحیم است (۵)
همانگونه که مشخص است در آیه ۴ خداوند مشرکینی را که با مسلمانان پیمان صلح بسته اند یا بطور مستقیم و غیر مستقیم کاری به کار مسلمانان ندارند و با دشمنانشان هم پیمان نیستند، مستثنی نموده است. یعنی بطور کلی حکم آیه ۵ درباره مشرکینی است که پیمانشان را با مسلمانان گسسته اند یا صف جنگ با ایشان را تشکیل داده اند.
و مسلماً در جنگ دو طرف همدیگر را به قتل می رساندد!
علامه طباطبایی در تفسیر این آیات می آورد:
“ و لیکن با اینکه دشمن عهدشکنى کرده خداوند راضى نشد که مسلمانان بدون اعلام لغویت عهد آنان را بشکنند، بلکه دستور داده نقض خود را به ایشان اعلام کنند تا ایشان بخاطر بى اطلاعى از آن بدام نیفتند. آرى ، خداى تعالى با این دستور خود مسلمانان را حتى از این مقدار خیانت هم منع فرمود.
و اگر آیه مورد بحث مى خواست شکستن عهد را حتى در صورتى که مجوزى از ناحیه کفار نباشد تجویز کند مى بایستى میان کفار عهدشکن و کفار وفادار به عهد فرقى نباشد، و حال آنکه در دو آیه بعد کفار وفادار به عهد را استثناء کرده و فرموده : (( مگر آن مشرکینى که شما با ایشان عهد بسته اید و ایشان عهد شما را به هیچ وجه نشکسته باشند، و احدى را علیه شما پشتیبانى نکرده باشند، چنین کسان را عهدشان را تا سر رسید مدت به پایان ببرید که خدا پرهیزکاران را دوست مى دارد )) .
و نیز راضى نشد به اینکه مسلمانان بدون مهلت عهد کفار عهدشکن را بشکنند، بلکه دستور داد که تا مدتى معین ایشان را مهلت دهند تا در کار خود فکر کنند و فردا نگویند شما ما را ناگهان غافلگیر کردید.
بنابراین ، خلاصه مفاد آیه این مى شود که : عهد مشرکینى که با مسلمانان عهد بسته و اکثر آنان آن عهد را شکستند و براى ما بقى هم وثوق و اطمینانى باقى نگذاشتند لغو و باطل است چون نسبت به بقیه افراد هم اعتمادى نیست ، و مسلمانان از شر و نیرنگهایشان ایمن نیستند.”
- دو آیه زیر به هم مرتبط هستند و به دنبال یکدیگر آمده اند:
آنها دوست دارند شما نیز کافر شوید همچنانکه خودشان کافر شدند و در نتیجه مثل هم باشید، پس زنهار که از آنان به هیچ وجه دوست مگیرید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند، پس اگر از قبول دعوت خدا اعراض کردند، آنان را هر جا یافتید بگیرید و بکشید، نه از آنان دوست بگیرید و نه یاور .(۸۹)
مگر آن افراد و اقوامى که با قومى پیمان دارند، که بین شما و آن قوم پیمان صلح برقرار باشد و یا با شما سر جنگ نداشته باشند و توان جنگ با قوم خود را نیز ندارند و اگر خدا مى خواست بر شما تسلطشان مى داد و با شما پیکار مى کردند، اگر اینان از شما کناره گرفتند، نه با شما شدند و نه با دشمن شما، و اطاعت و تسلیم عرضه کردند، خدا براى شما علیه آنها تسلطى نگذاشته .(۹۰)
یعنی خداوند قومی را که با مسلمانان پیمان صلح بسته اند یا با مسلمانان سر جنگ ندارند و کاری به کارشان ندارند، از دستور آیه ۸۹ مستثنی نموده است. بدین ترتیب آن دستور شامل کسانی می شود که خودشان با مسلمانان سر جنگ دارند!
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در این باره می گوید:
” آیه شریفه ۹۰ استثنائى است از حکمى که در جمله : (( فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم )) ، مى باشد و در آن دو طائفه را از حکم دستگیر کردن و کشتن مشرکین استثنا کرده ، یکى آن مشرکینى که بین آنان و بین بعضى از اقوام که با مسلمانان پیمان صلح دارند رابطه اى باشد، که آن دو را به هم وصل کرده باشد، مثلا بین آن مشرکین و بین آن اقوام سوگندى و چیزى نظیر آن بر قرار باشد که هر یک از دو طائفه مورد حمله قرار گرفت دیگرى یاریش کند و طائفه دوم آن مشرکینى بوده اند که نه میل داشتند با مسلمانان قتال کنند و نه نیروى آن داشته اند که با مشرکین قوم خود بجنگند و یا عوامل دیگرى در کارشان دخالت داشته و وادارشان کرده خود را به کنارى بکشند و به مسلمانان اعلام کنند که ما نه علیه شمائیم و نه له شما، نه به ضرر شما و نه به نفع شما.”
پ.ن:یه خواهش کوچولو داشتم، خوشحال میشم اول اون لینک رو که گذاشتم و بعد هم پُستم رو بخونین و بعدترش کامنت بذارین. پیشاپش تشکر میکنم. ![]()
آخه میدونین بعضی از کامنتای چند پست اخیر من تو کتگوری قرآن واقعا بی ربط هستن و آدم کاملا متوجه میشه که طرف حتی یه خطش رو نخونده بعد اومده کامنت گذاشته و اراجیف نوشته و از نظریه خودش دفاع کرده، بدون اینکه حتی یه کلام از نوشته رو متوجه شده باشه!!!! منم متاسفانه از تایید کردنش خودداری کردم.
