پرشینبلاگ باز هم محیط گرم و دوستانهای برای وبلاگنویسان علی الخصوص بانوان عزیز بوجود آورد.
۲۱ مهرماه ۸۷، تالار فردوسی دانشکده ادبیاتِ دانشگاه تهران، یکی از خاطره انگیزترین روزهای عمر وبلاگی من بود. و چقدر دوست دارم باز هم از این همایشهای پر از دوستی و محبت برگذار بشه. فرصتی باشه برای با هم بودن دوستان مجازی.
ساعت ۲:۴۵ سوار ماشین شدیم آقا انقلاب؟ کلی انتظار سبز شدن چراغ قرمزها رو کشیدیم تا بالاخره ساعت ۳و بیست و چند دقیقه وارد محوطه دانشگاه شدیم.
دَم در سالن خودم و رتبه وبلاگم رو معرفی کردم، گفتن که داخل سالن برم و همونجا منتظره جایزه باشم. من و صادق همینطور داشتیم می رفتیم سمت ردیفهای جلویی که یه دخترخانوم پر از انرژی رتبه وبلاگمُ پرسید و من گفتم: سَد آی نورد لای، بیستم. سریع دست داد باهام و خودش رو معرفی کرد. ایشونی کسی نبود جز؟ افیون، خانوم حورا.
رفتیم ردیف دوم و همین که نشستم و سرم رو بالا گرفتم آقای فرزاد حسنی خوشتیپ رو دیدم. از اول تا آخر فکرم این بود که باهاش عکس بگیرم اما بعد از معرفی وبلاگهای رتبه ۲۵ تا یازدهم سریع از سالن خارج شدند. اسمایلی اَه دیدی چی شد؟
در همون بین خانوم اقلیما پولادزاده رویت شد من هم تندی پریدم جلوشون و خودم رو بهشون مُعرِفوندم. خانوم اقلیما من و منیره رو اشتباه گرفته بودن، گفتن دستتون درد نکنه این همه راه رو از اصفهان اومدین…، من گفتم: از گیلان اومدم! همون وسطا بود که متوجه شدم منیره جان هم دارن تشریف میارن.
بعد از خوندن قرآن و سرود ملی، خانوم اقلیما به همراه یه مجری دیگه شروع کردن به آمارگیری در مورد دوستانی که از شهرستان اومدن، خانوم ساوری کیجا (رتبه ۲۵) و خانوم شین (رتبه ۱۲) رو شناختم، یکمی صحبت و گپ و خنده و بعدشم یه سوال در مورد گروههای مجازی؟ من اون وسط یه کلمه پروندم فرندفید، اون یکی مجریه خیلی تیز بود در جا شنید
ازم خواستن که برم رو سِن. خدایی هول کرده بودم. داشتم میرفتم بالا به خانوم سمیه توحیدلو، نویسنده وبلاگ بر ساحل سلامت که بغل دستم نشسته بودن گفتم اسمایلی استرس. خدا شکر که سوالشون هیچ ربطی به فرندفید نداشت سه سوت برگشتم سرِ جام نشستم. ![]()
برای معرفی وبلاگ ۲۵ تا ۱۱ فرزاد حسنی و بهاره رهنما (خیلی بامزه و خوشخنده هست) رفتن رو سِن و به تریبت اسامی زیر رو صدا کردن:
۲۵. ساروی کیجا
۲۴. نرگسی
۲۳. فانا
۲۲. مطبخ خاله خانوم
۲۱. دانشگاه با طعم باران - با نیلوفر جان هم یه سلام علیکی داشتیم.
۲۰. Sad Eye Never Lie – نمی تونستن اسم وبلاگم رو درست تلفظ کنن. فیلمش در اینجا ببینید!
۱۹. از قلب کویر
۱۷. کلبه ویوارا
۱۴. افیون
۱۳. گیلاس خانومی هستم – کُشته مُرده نوشته هاشم.
۱۲. روزنگار خانم شین
۱۱. هنر و سرگرمی
بعد از تمام شدن این اسامی، خانوم منیژه حکمت ( کارگردان فیلم سه زن )و یه دخترخانوم دیگه که نشناختمشون اومدن رو سِن، کلی درد و دل و گلگی و … در مورد فیلمشون و آقای قالبیاف و سانسور شدن قسمت هایی از این فیلم صحبت کردن. اون لحظه با خودم فکر کردم یعنی همه جا باید بی عدالتی وجود داشته باشه؟
۱۰. هزار و یک شب
۷. زیتون
۶. من و همسرم عاشقانه هم را دوست داریم
۵. سطرهای سپید
آقای عموزاده خلیلی و بوترابی و خانوم منیژه حکمت و بهاره رهنما هم برای دادن هدایای دوستان چهارم تا اول زحمت کشیدن و رو سن بودن. خانوم آنی دالتون با شعری که خوندن رسما ترکوند.
۳. زهرا
۱. من و ام اس
به سه وبلاگ منتخبان محیط زیست هم هدایایی اهدا شد اما متاسفانه من یادم رفت که آدرس این سه وبلاگ نویس عزیز رو یادداشت کنم. اسمایلی خجالت. یه جورایی با منیره که همین وسطا پیداش شده بود در حال گُفتمان بودم. خیلی هیجان انگیز بود واقعا ناامید شده بودم از اومدن منیره اما یهوو با دیدنش ذوق کردم. وای خدا چه لهجه یزدی باحالــــی داره این دختر، خیلی خوشم اومد. ![]()
رتبه بندی وبلاگها از لحاظ محتوایی:
۱. بر ساحال سلامت – جایزه: مبلغ ۱۰۰ هزار تومان
۲. من و ام اس – جایزه: مبلغ ۵۰ هزار تومان
۳. زهرا – جایزه: مبلغ ۵۰ هزار تومان
۴. من فقط یک زن
۵. ابتکار سبز
۶. آونگ خاطره های من
۸. نوشته های من
۹. زن بودن
دوستان عزیز فرندفیدی رو هم از نزدیک ملاقات کردم که اسماشونو لیست میکنم اینجا، عکساشم سره فرصت وقتی رسید دستم آپلود میکنم.
سارا – سلما – اتل متل – آیدا – ویدا – مریم شریف – آق فری – مهران – نوید کاشانی – منیره و مهمتر از همـــــــه جناب یک فتحی که به عنوان داور در مراسم حضور داشتن ![]()
خانوم توحیدلو زحمت کشیدن و من و صادق رو تا آزادی رسوندن. باز هم همینجا ازشون تشکر میکنم. تو ترافیک بودیم که یه پسربچه با دسته گل داشت رد میشد من از صادق خواستم یکی از دسته گلاش رو واسم بخره و خرید.
منیره جان خیلی منو ذوق زده کردن، ببینین چه تاکس خوشگلی
واسم درست کرده، این پیشوو هم همراه چند تا فیلم خوشمزه بود. خیلی خیلی تاکس ابونتوییمو دوس دارررررم.
و حالا یکمی هم از جایزهم بگم! من اصلا نمیتونم با آنتی ویروس رابطه برقرار کنم :دی و یادم نمیاد تا به حال خودم رو سیستم خودم آنتی ویروس نصب کرده باشم. چون به شدت به تمامی فایلهام گیر میده و اجازه کار کردن بهم نمیده! فک کنین یه سره پیغام میده این مشکل داره اون مشکل داره
. از خوش شانسیمم یه آنتی ویروس کاسپر اسکای گیرم اومد همراه یه لوح تقدیر و یه مجسمه !
