آذر
۲۰

بالاخره طلسم شکسته شد، با دخترخاله و خاله رفتیم دکتر، دکتره خیلی باحال بود، تازه وارد مطب شده بودیم که صادق زنگ زد، گفت: ویدا گربه ای رو که میخواسته به تو بده وقتی دیده که اکانتت رو از فرندفید پاک کردی،  داره میده مه یا و اینا ….  منم یک چی پروندم اون وسط دکتره کلی خندید! حالا بماند که چی گفتم اخه اصلا جاش نیست اینجا بگم. = )) ، بعدش آقای دکتر کلی دعوام کرد که چرا صبحانه نمیخوری و اینا ( از همون دعواهای همیشگی ) تو اصلا مدرک فلان بگیر وقتی بشینی پشت کامپیوتر و معده ت رو بگیری و به خودت بپیچی به چه درد میخوری؟ میتونی کار کنی؟ منم مات و مبهوت فقط نگاش کردم! بعد داد زد جوابمو بده!  میتونی؟ گفتم: نه نه نه.

تا دوشنبه باید سونوگرافی انجام بدم و بعدشم برم واسه آندوسکپی. چندشمه! اَه.

شما می‌توانید دیدگاه‌های این مطلب را از طریق خوراک دنبال کنید. شما می‌توانید دیدگاهی بگذارید، یا حتی بازخوردی از سایتتان.
دیدگاهی بگذارید

XHTML: شما می‌توانید از این برچسب‌ها هم استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

2012 Sober. | بهینه‌ شده از طرح‌ایران