کاش می شد سکوت را در هم شکست و از حصار تنهایی گریخت.
خسته ام
خسته از این همه نیرنگ و فریب
که همچون بغضی درون تنهایی ام خانه کرده
کاش می شد سکوت را در هم شکست و از حصار تنهایی گریخت.
خسته ام
خسته از این همه نیرنگ و فریب
که همچون بغضی درون تنهایی ام خانه کرده
همه را دوست دارم .
هم او را که ما را می بیند و انگار نمی بیند.
او را هم از صمیم دل دوست دارم.
:X
من نمی توانستم سخن بگویم ،
بنابراین ،
به سکوت پناه بردم
که تنها زبان دل آدمی است.