خرداد
۲۳
    
Posted (حدیثه) in تولد, نیلو on خرداد-۲۳-۱۳۸۹

+



 
بهمن
۲۱
    
Posted (حدیثه) in خاطره نویسی, نیلو on بهمن-۲۱-۱۳۸۸

از اونجایی که من بدون اس‌ام‌اس نمی‌تونم زنده بمونم، سیم کارت حمید* رو که تازه چند روزی بود خریده بودم زدم به اسم خودم، و کلا مرسی دیگه و اینا. اینم ۹۳۸ئه ها، ولی سالمِ و می‌شه باهاش اس‌ام‌اس شوت کرد. فقط واسه من معیوب بود انگاری! ایش.

هان، امروز بازم آقاهه پست‌چیِ اومد و واسم یه بسته آورد، هر دفعه واسم یه چیزی میاره می‌خنده :دی آخه خیلی تو کار هدیه هستم :دیـی اسمی روش نبود، بعد اینکه بازش کردم، متوجه شدم بازم هدیه‌م از طرفِ نیلو گُلی هستش. هزار تا ماچ واسه مهربونیـاش.

نمی‌دونم هنوز ایران هستی یا نه، فک می‌کردم دیگه این دفعه راس راسکی میای خونه‌مون! نمی‌دونم چرا قسمت نمی‌شه. چقد که من دکور خونه رو بهم ریخته بودم و تمیز‌کاری کرده بودم، جوری که دیگه نیاز نیست واسه عید دست به سیاه و سفید بزنم! :دی

امیدوارم هرجا که هستی شاد باشی و خدا نگهدارت باشه نیلویی :-*

ها این عکس بالاهــی هم واسه کافی‌شاپ دُناتِ لاهیجانِ :دی خواسته بودم تولدم با دوس جونام بریم اونجا :دی به‌به به‌به! خواسته بودین شما هم تشریف بیارین. عکس تزئینی می‌باشد!

.

* حمید، خواخورزه جونیِ (خواهرزاده) من می‌باشد!



 
شهریور
۰۱
    
Posted (حدیثه) in نیلو on شهریور-۱-۱۳۸۸

کی فکر می کرد یه روزی عکسِ خرسِ خرس کوچولویِ خاکستری باعث به وجود اومدنِ یه دوستیِ مجازی بشه؟ + دوستیِ مجازی ایی که روز به روز محکم تر و قوی تر و استوار تر می شد.

خرس کوچولوی خاکستری باعث شد یه دوست خوب و به تمام معنا پیدا کنم. یه دوست به معنای واقعی کلمه. دوستی که شاید از وجودم، از دردهام، از شادی هام، از غم هام و از همه و همه خبر داشت و داره !!

به جرات میتونم قسم بخورم که از اعضای خانواده م هم بهم نزدیک تره.

هر کلمه رو که می نویسم و جلو میرم، خاطره های من و نیلو تو ذهنم مرور میشه، لبخند رو لبام میاد، لبخندی که واسم خیلی ارزش داره.

نیلو یادته چطور با هم آشنا شدیم؟ البته که یادته! چون با فرستادنِ بسته ای که از تولدم قصد فرستادنش رو داشتی، بهم کاملا ثابت شد تو چقدر به دوستی مون و آغازش حتی اهمیت میدی.

مرسی نیلویی، دیروز آقای پُست چی هدیه های خوشگلمُ آورد!! کلی می بوسمت

مرسی نیلویی، دیروز آقای پُست چی هدیه های خوشگلمُ آورد!! کلی می بوسمت

من، عاشق عکس و آرشیو کردنشون هستم، یادمه یه مدت به شدت دنبال عکس های Tatty Teddy بودم، به هر طریقی سعی میکردم تو گوگل و یاهو عکس های متفاوتشون رو پیدا کنم … یادمه یه دفعه رسیدم به وبلاگ یه خانوم که خاطرات روزانه ش رو با یه عکس از همین خرسا ثبت میکرد، منم از اولین پست آرشیوش شروع کردم به خوندن و ذخیره کردن عکساش :دی تو یه پُست خوندم که چطور سر کلاس درسشون مُرده رو تشریح میکنن و از این حرفا :دی خلاصه همون پُست بهانه ای شد واسه گذاشتن کامنت و آغاز دوستیمون : ” من ازت می ترسم:)) خنده داره نه؟ یادش بخیر انگار همین دیروز بود … ۳سال از اون قضایا میگذره و من هنوز هم نیلو رو دارم!

هرچند هنوز هم از دست خودم ناراحتم که چطور تونستم تو یه چشم بهم زدن تمام خاطرات، ایمیل هایی که واسه رسیدنش لحظه شماری میکردم، نوشته ها، درد دل ها و … رو نابود کنم؟!؟ ( منظورم حذف کردن آدرس ایمیل ها و وبلاگ و کلیه اکانتامِ ) و هیچ اثری از خودم و دوستیمون به جا نذارم.

نیلو، تو خیلی بیشتر از من واسه دوستی مون ارزش قائل هستی و من حالا حالاهاااا باید خیلی چیزا رو ازت یاد بگیرم! امیدوارم هر کجای دنیا که هستی، شاد باشی، و با هر تپش قلبت دنیا دنیا شادی و مهربونی نصیبت بشه گُلی! :*

پ.ن: دارم به عکست نگاه میکنم دوستِ مهربونم، چقد که عاشقِ این عکسِ توی قابِ رو دیوارم!!



 
دی
۱۲
    
Posted () in نیلو on دی-۱۲-۱۳۸۷

I hope you have a good new year party honey



 
آذر
۱۵
    
Posted () in نیلو, وبلاگِ من on آذر-۱۵-۱۳۸۷

سلام. یه سلام گرم و پر از شوق و ذوق، از روی هاست جدید. من الان از شدت خوشحالی سر از پا نمی شناسم آخه دیگه یه وبلاگ سالم دارم که میتونم با اعصاب راحت پستامو بنویسم و پابلیش کنم و مث چند ماهه گذشته هی پست های من بلعیده نمی شن و به فنا نمیرن، و به راحتی میتونم کامنت شما دوستان گلم رو بگیرم و جواب بدم.

هاست قبلی از بس رو اعصبام بود که هیچ دست و دلم به نوشتن نمیرفت واسه همین سعی میکردم کمتر بیام تو وبلاگم و پست بنویسم. اما از این ساعت به بعد شما پرچونه گی های حدیثه رو اینجا مشاهده خواهید کرد.

* آخ چه همه سوپرایز. بالاخره دوستم بعده یه ماه آنلاین شده. وای یکی منو بگیره بگیره بگیره



 
آذر
۱۰
    
Posted () in نیلو on آذر-۱۰-۱۳۸۷

خسته و دلتنگم. تا کی هر روز به اُمید ایمیلت جی‌میلم رو چِک کنم؟ :)

سه شنبه دوازدهم:

خیلی منتظر ایمیل بودم، اما ایمیلی واسم نیومد، عوضش وقتی id یاهوم رو باز کردم یه عالمه نوشته مهربونانه دریافت کردم. مرسی نیلوی عزیزم، خیلی آروم شدم. :-*