به سلامتی و اینا، امروز، ۲۳ سال از عمرم رو پشت سر گذاشتم. برعکسِ چند سالِ اخیر، از نیمههای آخرِ امسال، این تولد رو شیرینتر طی کردم و کاملا شادی و رضایت رو در خودم میبینم و حس میکنم. امیدوارم هر سالی رو که پشت سر میذارم این احساساتِ خوب در من بیشتر و بیشتر بشه.

از تولد پارسال تا تولد امسال، اتفاقاتِ بسیار بزرگی برام پیش اومده، که نه توانِ بازگو کردنشون رو دارم، نه اعصابِ مرور کردنشون رو! افرادی وارده زندگیم شدن و افرادی رو هم از زندگیم حذف کردم، و البته کسانی رو هم که خواستم حذفشون کنم، اما تجدید نظر کردم و دوباره تلاش کردم رابطهم رو باهاشون بسازم. تصمیماتِ بسیار بسیار مهم و حساسی گرفتم، که بعضی از این تصمیمات خواسته خودم بود، و بعضی دیگر خواسته دیگران. و البته از همه تصمیماتم راضی نیستم ولی خب خدا رو هزار مرتبه شکر، که هیچ وقت چشم از من برنداشت و در هر مرحلهای یک راهکاری جلوی پای من گذاشت، هزاران هزار بار شکرش میکنم هرچند تا به امروز بندهی خوبی براش نبودم … یعنی بهتره بگم، در این یک سال عمرم، بدترین حدیثهی خدا بودم، اما به خودم و خودش قول دادم اگر زنده موندم و تا ۲۲ اسفندِ سالِ دیگه عمری برام باقی موند و تونستم تولدم رو ببینم، نذارم اون حدیثهی بد بمونم و نذارم دیگران کاری کنن که همونِ بدِ سال گذشته تکرار بشه.
زندگی کردن سختِ ولی به دست آوردن خیلی چیزا میتونه این سختی رو به شیرینی تبدیل کنه. آدم تو زندگیش به راحتی میتونه از مسیر اصلیش منحرف بشه، ولی باز همون آدم میتونه با تمام توانش به مسیر درستش برگرده و همه چیز رو از نو بسازه. اگر امیدی به بخشش و بخشیده شدن و بخشیدن در اون آدم وجود داشته باشه.
تجربههای زیادی از تولد پارسال تا تولد امسالم بدست آوردم، که بعد از پشت سر گذاشتن این مدت زمانِ سخت و طاقت فرسا، تونستم مزهی شیرینِ زندگی و دوست داشتن رو بچشم!
و حاضرم باز هم تمام سختیها رو تحمل کنم، و در آخر به اون چیزی که به من آرامش میده برسم. فقط امیدوارم خدا منو ببخشه!!!








