اینقدِ روز خوب و با برنامهای بودش امروووز. دوس داشتـــــم. اینکه همه کارام تو تایمِ خاص و زمانبندی شدهش درست انجام بشه، خیلی حس خوبی بهم میده.
.
.
حالا اینا رو ولـــــــــش، امروز ناهار با الهام بانو بودم *: اوخی، اینقده بانوئه اصن نگووووو. همینکه رسید رشت، تندی با هم قرار گذاشتیم و یه چند ساعتی رو باهم گذروندیم.
واقعنی، یه بانویِ مهربون و نمکه.
خدا واسه عباسش نگهش داره (:
.
.
خیلی مزه میده بهم دوس جونایِ اینترنتی رو میبینم از نزدیک. فک کنم شونصدهزار بار اینو گفتم تو وبلاگم ((:
فک کن تو اینترنت یکیُ دوس داشته باشیش، با همون اکانتشُ ایناش کلی رابطه برقرار کنی، بعد واسه دفعه اول هم که میبینیش، همینقد دوسش داشته باشی ^_^
.
خیلی خیلی سالِ خوبی بود از این لحاظ. کاش بشه این چهار ماهه باقی مونده هم همینقد خوب پیش بره و یه چند نفر دیگهای رو که خیلی دلم میخواد از نزدیک ببینم. کاشکی کاشکی [ با ذوق بخوانید ]

