<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Sober &#187; دل نوشت</title>
	<atom:link href="http://www.sober.ir/category/%d8%af%d9%84-%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sober.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 24 Jul 2010 11:54:15 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>این به اون در</title>
		<link>http://www.sober.ir/1389/02/13/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1389/02/13/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 03 May 2010 10:43:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[نفرت]]></category>
		<category><![CDATA[بخشش]]></category>
		<category><![CDATA[گرو کشی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sober.ir/?p=2155</guid>
		<description><![CDATA[آقا، حرفِ حسابت چیه؟ بخشش داریم تا بخشش دیگه خُ! دیگه نمی‌شه آدم هِی پشت سره هم اشتباه کنه، هِی هم بهت بگه، ببخش، ببخش، فراموش کن انگاری چیزی نشده. اصلا به نظر من این نوع درخواستا یه نوع سوءاستفاده از دوست داشتنِ! حالا گیرم یه دفعه بخشیدی، فراموش کردی، دو دفعه بخشیدی، از یاد [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://hadiseh.persiangig.com/image/forgive.jpg" alt="" width="350" height="350" /></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آقا، حرفِ حسابت چیه؟ بخشش داریم تا بخشش دیگه خُ!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دیگه نمی‌شه آدم هِی پشت سره هم اشتباه کنه، هِی هم بهت بگه، ببخش، ببخش، فراموش کن انگاری چیزی نشده. اصلا به نظر من این نوع درخواستا یه نوع سوءاستفاده از دوست داشتنِ!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حالا گیرم یه دفعه بخشیدی، فراموش کردی، دو دفعه بخشیدی، از یاد بردی. دفعه سوم و چهارم و دهم چه باید کرد؟ درسته می‌گیم فراموش کردیم، ولی من یکی که از ذهنم پاک نمی‌شه هیچ، اثراتی رو هم که روم گذاشته رو به بدبختی باید کنترل کنم تا رو رابطه‌م تاثیر منفی نذاره.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">درسته خُ! من هم اشتباه می‌کنم. ولی اشتباه داریم تا اشتباه. اشتباه کوچیک داریم تا بزرگ.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">می‌خوام از این به بعد، گرو کشی کنم در مقابل این ببخشا!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آقا جان، فلان کار رو دیگه نکن! من می بخشمت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">حذف این حرکت مساویه با ببخش! می‌خوای بخواه، نمی‌خوای هم برو به سلامت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong><span style="text-decoration: line-through;">تمام!!</span></strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1389/02/13/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتدالم نمی‌باشد</title>
		<link>http://www.sober.ir/1389/02/07/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%85-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d8%af/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1389/02/07/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%85-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Apr 2010 08:57:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراف]]></category>
		<category><![CDATA[دوست داشتن]]></category>
		<category><![CDATA[دوستی]]></category>
		<category><![CDATA[علاقه]]></category>
		<category><![CDATA[محبت]]></category>
		<category><![CDATA[نفرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sober.ir/?p=2140</guid>
		<description><![CDATA[می‌افتی، بدین سان که این برگِ زرد می‌افتد بارها به این نتیجه رسیدم، که دوست‌داشتنم رو تو یه سطح معمولی و عادی نگه دارم، و هیچ وقت نذارم از اون سطح فراتر بره. چون هر وقت این اتفاق بیفته، خواسته‌های دلم به همون اندازه زیاد می‌شن، حساسیت‌هام به همون اندازه زیاد می‌شن، ناراحتی‌ها و عصبانیت‌ها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="rtl">می‌افتی، بدین سان که این برگِ زرد می‌افتد</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><img class="aligncenter" src="http://hadiseh.persiangig.com/image/barge_zard.jpg" alt="" width="210" height="389" /></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بارها به این نتیجه رسیدم، که دوست‌داشتنم رو تو یه سطح معمولی و عادی نگه دارم، و هیچ وقت نذارم از اون سطح فراتر بره. چون هر وقت این اتفاق بیفته، خواسته‌های دلم به همون اندازه زیاد می‌شن، حساسیت‌هام به همون اندازه زیاد می‌شن، ناراحتی‌ها و عصبانیت‌ها و دلخوری‌هام به همون اندازه زیاد می‌شن.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ولی نمی‌تونم رو حرفم بمونم. وقتی هم که به اون مرحله رسیدم، با تک‌تکِ سلول‌های بدنم تمام سعی خودم رو بکنم که دیگه دوسش نداشته باشم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اون لحظه‌ست که تمام تلاشم رو میکنم که از گوشه قلبم بندازمش بیرون. این کار واسم آسون‌تره تا اینکه بخوام ذره‌ای تلاش کنم این اخلاقِ بدم رو تغییر بدم یا اینکه حداقل خودمُ کنترل کنم. چه کنم؟ دستِ خودم نیست. بخوام هم نمی‌تونم خودمُ درست کنم. باور می‌کنی یا نه؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">این کار واسم آسون‌تره، اما واسه طرف مقابلم، که حالا می‌خواد همسرم باشه، یا پدرم باشه، یا دوست و هم‌کلاسیم باشه، یا حتی از دوستانِ مجازیم باشه، سختِ. سخت هم که چه عرض کنم، گویا سخت‌تره، چون واکنش‌هاشون رو می‌بینم، و حالم از خودم به‌هم می‌خوره که چرا گذاشتم دوسش داشته باشم و دوسم داشته باشه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من بدم، می‌دونم، خودشونم می‌دونن!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">ولی چرا براشون مهم هستم و نمی‌خوان از قلبم برن بیرون؟ از قلبشون بیرونم کنن؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من حس می‌کنم، بدی‌ها و رفتارهای بدم رو! بقیه هم حس می‌کنن. بهم می‌گن. اما بازم دوسم دارن. چرا؟ گاهی پیش میاد که حس می‌کنم از رو دلسوزیِ.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به شدت حالم بد می‌شه وقتی این فکرا می‌ره تو سرم و درم نمیان.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>پی‌نوشت</strong>: تویی که عزیز می‌شی واسم، بدون که ذره ای از اخم و ناراحتیت رو اگه ببینم، از ته دلم آرزو می‌کنم که <strong>نباشی</strong> و <strong>نباشم</strong>، بلکه نبینم این حالتا و رفتارا رو.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><strong>اعتراف‌نوشت</strong>: خودخواهم. چه کنم؟ <img class="alignnone" src="http://www.pic4ever.com/images/164.gif" alt="" width="18" height="18" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1389/02/07/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%84%d9%85-%d9%86%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%d8%a7%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.sober.ir/1389/01/21/2129/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1389/01/21/2129/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Apr 2010 13:08:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[فریدون مشیری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.sober.ir/?p=2129</guid>
		<description><![CDATA[تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا این همه دلتنگ شدی؟ باز کن پنجره‌ها را و بهاران را باور کن آخ آخ آخ! اگه بدونین چه روزای پر از غصه‌ای رو دارم طِی می‌کنم! تقی به توقی می‌خوره سریع اشکم در می‌آد. بسی افتضاح، کم تحمل شدم و ظرفیتم پایین اومدِ. دنیایی کار دارم که انجام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;" dir="rtl">تو چرا سنگ شدی؟</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">تو چرا این همه دلتنگ شدی؟</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">باز کن پنجره‌ها را</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">و بهاران را</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">باور کن</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">آخ آخ آخ! اگه بدونین چه روزای پر از غصه‌ای رو دارم طِی می‌کنم! تقی به توقی می‌خوره سریع اشکم در می‌آد. بسی افتضاح، کم تحمل شدم و ظرفیتم پایین اومدِ. دنیایی کار دارم که انجام بدم، ولی نمی‌تونم کارا و تصمیمامُ عملی کنم. به شدت از بی‌هدفی بدم می‌آد و همیشه هم بی‌هدف می‌چرخم بلکه روز شب شه و شب روز شه!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">تمام خواب و زندگیم بهم ریخته‌س. شب می‌خوابم، یه ساعت که می‌گذره بیدار می‌شم، یه ساعت بیدار می‌مونم، باز یه ساعت می‌خوابم. کلا اوضاعی شده این ساعت خوابم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با کلی شوق و ذوق از این هفته می‌خواستم برم کلاس زبان و اینا &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">داشتم می‌نوشتم یه کاری پیش اومد حس نوشتن هم پرید! وای خدا. <strong>نمی‌شه طلسم این ننوشتن رو بشکونم گویا</strong> &#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1389/01/21/2129/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title></title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/09/08/2034/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/09/08/2034/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 29 Nov 2009 12:11:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sober.ir/?p=2034</guid>
		<description><![CDATA[زندگی‌م رو به زَوال است!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">زندگی‌م رو به زَوال است!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/09/08/2034/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>پژبابا</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/08/26/%d9%be%da%98%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/08/26/%d9%be%da%98%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 16:52:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[پژبابا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sober.ir/?p=2023</guid>
		<description><![CDATA[آقا زوریه مگه؟ یه نفر می‌خواد بیاد بشه بابای من. من هـــِی می‌گم، نمیشه آقاهه. من خودم پژبابا دارم که تازَشم قد یه دنیا دوسش می‌دارم، ولم کرده باش. ول نمی‌کنه که نمی‌کنه. دِهــَـــه.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آقا زوریه مگه؟</p>
<p>یه نفر می‌خواد بیاد بشه بابای من.</p>
<p>من هـــِی می‌گم، نمیشه آقاهه. من خودم <span style="color: #ff0078;">پژبابا</span> دارم که تازَشم قد یه دنیا دوسش می‌دارم، ولم کرده باش. ول نمی‌کنه که نمی‌کنه. دِهــَـــه.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="alignnone" src="http://www.pic4ever.com/images/loveshower.gif" alt="" width="42" height="39" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/08/26/%d9%be%da%98%d8%a8%d8%a7%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دوستان قدیمی</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/05/11/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/05/11/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 02 Aug 2009 15:24:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[اکانت]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sober.ir/?p=1855</guid>
		<description><![CDATA[بسی ذوق مرگ می شویم، وقتی می بینیم دوستان قدیمی، دونه دونه و یواشکی من و وبلاگم را پیدا میکنند! و کماکان به این قضیه پی می برم که هنوز هم خیلی از دوستان نمی دانند بنده چه بلایی بر سر اکانت جی میل و وبلاگ قبلی و اینها آوردم حتی !!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بسی ذوق مرگ می شویم، وقتی می بینیم دوستان قدیمی، دونه دونه و یواشکی من و وبلاگم را پیدا میکنند! و کماکان به این قضیه پی می برم که هنوز هم خیلی از دوستان نمی دانند بنده چه بلایی بر سر اکانت جی میل و وبلاگ قبلی و اینها آوردم حتی !! <img src='http://www.sober.ir/smilies/yahoo_bigsmile.gif' alt='&#58;&#68;' class='wp-smiley' width='18' height='18' title='&#58;&#68;' /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/05/11/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%af%db%8c%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این منم</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/04/20/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%86%d9%85/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/04/20/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%86%d9%85/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 15:55:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[حدیث]]></category>
		<category><![CDATA[سردرد]]></category>
		<category><![CDATA[غصه]]></category>
		<category><![CDATA[غم]]></category>
		<category><![CDATA[لوس و خشن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sober.ir/?p=1797</guid>
		<description><![CDATA[من آدمی بسیار بسیار لوس و با درجه حساسیت بالا هستم. همینقد هم خشن می باشم !! همیشه دوس دارم کسی بهم محبت کنه. با کوچکترین محبتی که از سمت  کسی یا حتی حیوونی می بینم، تمام وجودم به شوق و ذوق تبدیل میشه !! قلبم میاد تو دهنم. نمیدونم میتونین تصور کنین یا نه؟ [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">من آدمی بسیار بسیار لوس و با درجه حساسیت بالا هستم. همینقد هم خشن می باشم !! همیشه دوس دارم کسی بهم محبت کنه. با کوچکترین محبتی که از سمت  کسی یا حتی حیوونی می بینم، تمام وجودم به شوق و ذوق تبدیل میشه !! قلبم میاد تو دهنم. نمیدونم میتونین تصور کنین یا نه؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">اصولا همه منو دوست دارن !! نمیدونم چرا !! شاید مهره ماری ، کوفتی ، چیزی دارم و خودم خبر ندارم. شایدم همه از من بدشون میاد و الکی گولم میزنن !! یا شایدم من متوهم شدم و توهم زدمُ از این جور حرفا !</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">چه میدونم والله &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نمیدونم چرا دارم چرت و پرت می نویسم اینجا &#8230; حرفای بی ربط و کاملا جدا از هم &#8230; از بیکاری بدم میاد &#8230; دلم میخواد همیشه سرم شلوغ باشه &#8230; از تنهایی بدم میاد اما همیشه تنها هستم &#8230; همیشه در حال فکر کردن و حرف زدن با خودم هستم &#8230;</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با کلی غم و غصه و ناراحتی که در من وجود داره، این قدرت رو دارم که یه ملت رو با همون روحیه داغون بخندونم و شادشون کنم. بعدشم این انتظار رو داشته باشم که منو درک کنن و بفهمن که چرا ناراحتم &#8230; و به همون علتی که خودم رو شاد جلوه دادم هم کسی منو درک نمیکنه و من در نهایتِ غم و غصه می ترکم و تیکه تیکه میشم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">با بغض اینا رو نوشتم، سرم درد گرفت!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/04/20/%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%85%d9%86%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تصورش سخته ها</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/03/21/imaging/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/03/21/imaging/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Jun 2009 09:42:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[انسان]]></category>
		<category><![CDATA[دیدن]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[چشم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sober.ir/?p=1756</guid>
		<description><![CDATA[یه آدم رو تصور کنین، که یک عمر با چشم باز محیط اطرافش رو دیده و با لحظه لحظه هاش زندگی کرده. حالا چشماش رو بسته و تو یه خط مستقیم در حال حرکتِ، ته این خط مستقیم، دقیقا همون لحظه که قراره چشماش رو باز کنه و یه زندگی جدید و قشنگ رو شروع [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">یه آدم رو تصور کنین، که یک عمر با چشم باز محیط اطرافش رو دیده و با لحظه لحظه هاش زندگی کرده. حالا چشماش رو بسته و تو یه خط مستقیم در حال حرکتِ، ته این خط مستقیم، دقیقا همون لحظه که قراره چشماش رو باز کنه و یه زندگی جدید و قشنگ رو شروع کنه، یه اتفاقی پیش بیاد که دیگه تا عمر داره نتونه چشماش رو باز کنه و از همونی چیزی هم که قبلا داشت محروم بشه.</p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://persiansober.persiangig.com/image/2009.06/1.jpg"><img class="aligncenter" src="http://persiansober.persiangig.com/image/2009.06/1.jpg" alt="" width="236" height="329" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/03/21/imaging/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دلم میخواد خُ</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/02/08/%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%8f/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/02/08/%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%8f/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 28 Apr 2009 20:11:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[موزیک]]></category>
		<category><![CDATA[هوس]]></category>
		<category><![CDATA[پیاده روی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sad-eye-never-lie.com/?p=1344</guid>
		<description><![CDATA[music is love از صبح این عکسُ آپلود کردم، فقط میخواستم زیرش دو خط بنویسم: بی نهایت دلم میخواد یه نفر پایه واسه پیاده روی پیدا کنم و باهاش برم قدم بزنم و موزیک گوش بدم!! همین. کاش کسی رو داشتم &#8230;.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div class="mceTemp mceIEcenter" style="text-align: center;">
<dl class="wp-caption aligncenter" style="width: 410px;">
<dt class="wp-caption-dt"><img src="http://sad-eye-never-lie.persiangig.com/new-host/Music%20is%20love.jpg" alt="" width="400" height="267" /></dt>
<dd class="wp-caption-dd">music is love</dd>
</dl>
</div>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">از صبح این عکسُ آپلود کردم، فقط میخواستم زیرش دو خط بنویسم:<em> بی نهایت دلم میخواد یه نفر پایه واسه پیاده روی پیدا کنم و باهاش برم قدم بزنم و موزیک گوش بدم</em>!! همین. کاش کسی رو داشتم &#8230;.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/02/08/%d8%af%d9%84%d9%85-%d9%85%db%8c%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%8f/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>خسته ام</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/01/20/too-tire/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/01/20/too-tire/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 09 Apr 2009 10:43:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator></dc:creator>
				<category><![CDATA[دل نوشت]]></category>
		<category><![CDATA[fight with my mind]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sad-eye-never-lie.com/?p=1304</guid>
		<description><![CDATA[روزی هزاران بار، در ذهنم، با خودم می جنگم! خنجر به تنم، به افکارم می کشم و می میرم! و در دگر روز، باز، زنده میشوم، از زمین بر میخیزم و خود را آماده جنگی جان فرسا اما بیهوده میکنم!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">روزی هزاران بار، در ذهنم، با خودم می جنگم! خنجر به تنم، به افکارم می کشم و می میرم! و در دگر روز، باز، زنده میشوم، از زمین بر میخیزم و خود را آماده جنگی جان فرسا اما بیهوده میکنم!</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 369px"><img src="http://sad-eye-never-lie.persiangig.com/new-host/tired.jpg" alt="" width="359" height="297" /><p class="wp-caption-text"><img src='http://www.sober.ir/smilies/yahoo_smiley.gif' alt='&#58;&#41;' class='wp-smiley' width='18' height='18' title='&#58;&#41;' /></p></div>
<p style="text-align: center;" dir="rtl">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/01/20/too-tire/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
