بایگانی دسته‌ی »عکس نوشت

بهمن
۱۲

امروز زدیم برا بچه‌ها برنامه ریختیم، رفتیم کاخ‌موزه‌ی انزلی. وحشتناک خوش گذشت. اینقدر که خنده شوخی کردیم، دیگه هیچی از انرژیم باقی نمونده بود. تو سرما همه‌ی جای انزلی رو رفتیم ۵دقیقه وامی‌ستادیم و عکس می‌گرفتیم و بعدش می‌رفتیم یه جایِ دیگه‌ش. لحظاتی که امروز توی کاخ سپری کردیم، به جرات می‌تونم بگم یکی از بهترین روزای زندگیم بود! چقد که عاشقِ دوستایِ بامعرفت و باحالمم! :ایکس

حالا بذارین از کاخ موزه بگم!

کاخ موزه کجاست؟

+

این کاخ ساحلی زیبا در میان باغی دلگشا با درختان کاج و سرو و نارنج، با چشم انداز دریا و موج شکن در سال ۱۳۱۰ به دستور رضاشاه ساخته شد.

مساحت زیر بنای آن ۱۱۶۸ مترمربع می‌باشد. دارای ۱۱ اتاق و یک سالن پذیرایی و چهار سرویس حمام و دستشویی با نمای بسیار زیباست.

این کاخ در حال حاضر موزه نظامی ‌می‌باشد و انواع سلاحهای گرم و سرد از زمان صفویه تا کنون در معرض دید عموم است.

نمایی از داخل کاخ

سالن پذیرایی کاخ

سالن پذیرایی در مجاورت اتاق کار

با این چند تا عکس، زیبایی و عظمتِ کاخ اصلا قابل توصیف نیست. مخصوصا طبقه پایینش که پر از وسایل نظامی و ماکت‌های کشتی و هدایا و تابلوها و گلدان‌ها و ظروف‌ها و … هست! چه آیینه‌های خوشگل و قشنگی داشت، اووووف اصن :دی

یه فیلم +  هست که می‌تونین یک مقداری محیطش رو ببینین که چه جوریاست! ولی خب بازم، همه ی همه‌ش که نیست.

من خودمم کلی عکس گرفتم، ولی متاسفانه عکسا دسته دوستمه. برا همین از این عکسا استفاده کردم. از دل و روده‌ی همه چیزای کاخ عکس گرفتیم :دی!

آبان
۱۷

داریوش گوش می‌دم، آهنگِ ” دلتنگم ” و عکسای روی گوشیم رو می‌ریزم روی هارد. یه چندتایی رو هم می‌ذارم اینجا خُب.


سرِ کلاس، بچه‌ها برام جا گرفته بودن، واسه اولین بار اون سمت می‌نشستم. اون وقت خب، این نقاشی رو دیدم کنار دستم، رو دیوار :دی

بالا سره دختره رو داشته باشین

نقاشی

چه رویایی داره تو سرش حیوونی :دی مانکنی هم شده پدرسوخته

اینم از یادداشتایی که دیشب برا خودم نوشتم و به در و دیوار چسبوندم که حتمنی نوشتن رو شروع کنم

دسته‌ی: عکس نوشت  ۱ دیدگاه
شهریور
۰۶

دسته‌ی: عکس نوشت  برچسب‌:  ۲ دیدگاه
شهریور
۰۵

 

 

دسته‌ی: ادبی, عکس نوشت  برچسب‌:  ۱ دیدگاه
مرداد
۲۰

رفتم بیرون، برا خودم اسبِ صورتی خریدم و برگشتم. به خودم قول داده بودم دیگه هیچ‌وقت عروسک نخرما، ولی نشد!

یه کامیون عروسک دارم خب!

ولی دیگه این یکی از دَسَم در رفت :پی

دسته‌ی: عکس نوشت  برچسب‌: , ,  ۷ دیدگاه
مرداد
۱۷

مرداد
۱۴

بعد اینکه من همش به این کلمه‌ی عزیزم که می‌شنوم یه واکنش خاص نشون می‌دم. دوست ندارم کسی که مهم هستم واسش، بهم بگه ” عزیزم “.

امروز توئیت کردم این جمله رو:

بعدش الان رفتم تو یه پیجی که اینو نوشته بود:

 

 

بعدترش اینکه حالا گرفتم، قضیه چیه !! :دی واقعا راس گفتن ایشون …

مرداد
۱۰

 

 

تیر
۲۹

تا حالا دیدین که چطوری یه شترمرغ می‌خوابه؟

ئه واااا، خب همین‌جوری که تو عکسی که گرفتم و گذاشتم، دارین می‌بینین می‌خوابه دیگه! دراز به دراز گردنش رو دراز می‌کنه و می‌خوابه.

یکی از چشایِ شترمرغ خوشم میاد، یکی از خوابیدنش! :پی

 

پ.ن: مکان: ساحلِ قوروق – هشت‌پر

تیر
۰۶

2012 Sober. | بهینه‌ شده از طرح‌ایران