<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Sober &#187; بوپو</title>
	<atom:link href="http://www.sober.ir/tag/%d8%a8%d9%88%d9%be%d9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.sober.ir</link>
	<description>I&#039;m one month sober</description>
	<lastBuildDate>Wed, 01 Feb 2012 18:39:08 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>آگهی ترحیم مرحوم مغفور،خرگوشِ خانومِ سوبِر</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/03/07/%d8%a2%da%af%d9%87%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%ad%db%8c%d9%85-%d8%a8%d9%88%d9%be%d9%88/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/03/07/%d8%a2%da%af%d9%87%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%ad%db%8c%d9%85-%d8%a8%d9%88%d9%be%d9%88/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 28 May 2009 11:33:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[خرگوش]]></category>
		<category><![CDATA[وب2]]></category>
		<category><![CDATA[buppo]]></category>
		<category><![CDATA[Zajet]]></category>
		<category><![CDATA[آگهی ترحیم]]></category>
		<category><![CDATA[بوپو]]></category>
		<category><![CDATA[زجت]]></category>
		<category><![CDATA[سوبر]]></category>
		<category><![CDATA[عکس]]></category>
		<category><![CDATA[هومن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sober.ir/?p=1553</guid>
		<description><![CDATA[داشتم، دسته بندی پست های اینجا رو درست میکردم. گفتم یه سرکی هم تو زجت بکشم تا ببینم چه خبره! آخرین عکسی که آپلود کردم توش، عکس بوپو بود! البته خدا بیامرز بوپو &#8230; ! زیر عکس بوپو، یکی از دوستان، آگهی ترحیم واسش درست کرده و گذاشته، ببینینش. - زجت چیست؟ # - پروفایل [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">داشتم، دسته بندی پست های اینجا رو درست میکردم. گفتم یه سرکی هم تو زجت بکشم تا ببینم چه خبره! آخرین عکسی که آپلود کردم توش، عکس <a title="عکس بوپو" href="http://sober.zajet.com/update/7___" target="_blank">بوپو</a> بود! البته خدا بیامرز بوپو &#8230; ! زیر عکس بوپو، <a title="هومن" href="http://hooman.zajet.com" target="_blank">یکی</a> از دوستان، آگهی ترحیم واسش درست کرده و گذاشته، ببینینش.<a title="فید آگهی ترحیم" href="http://hooman.zajet.com/update/23___" target="_blank"></a></p>
<p style="text-align: center;" dir="rtl"><a href="http://hooman.zajet.com/update/23___"><img class="aligncenter" title="آگهی ترحیم" src="http://persiansober.persiangig.com/image/2009.05/hooman_buppo.jpg" alt="" width="405" height="560" /></a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">- زجت چیست؟ <a href="http://www.blognevesht.com/1388/02/31/zajet-sharing-network/" target="_blank">#</a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">- پروفایل من در زجت. <a href="http://sober.zajet.com" target="_blank">#</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/03/07/%d8%a2%da%af%d9%87%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%ad%db%8c%d9%85-%d8%a8%d9%88%d9%be%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>دیگه بوپو ندارم</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/03/05/buppo-died/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/03/05/buppo-died/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 May 2009 12:28:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[خرگوش]]></category>
		<category><![CDATA[:((]]></category>
		<category><![CDATA[بوپو]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[هویج]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sober.ir/?p=1426</guid>
		<description><![CDATA[سه شنبه ها روز بیکاریه منه، البته فقط دو ساعتی تدریس خصوصی دارم که امروز، کلاس رو تشکیل ندادم، چون اصلا حسش نبود. اما ای کاش کلاس رو تشکیل میدادم و همچین صحنه های بدی رو که امروز دیدم نمی دیدم. وقتی بیدار شدم برای بوپو هویج پوست گرفتم، گذاشتم تو جاش، نخوردش، خودشُ یکمی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">سه شنبه ها روز بیکاریه منه، البته فقط دو ساعتی تدریس خصوصی دارم که امروز، کلاس رو تشکیل ندادم، چون اصلا حسش نبود. اما ای کاش کلاس رو تشکیل میدادم و همچین صحنه های بدی رو که امروز دیدم نمی دیدم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وقتی بیدار شدم برای بوپو هویج پوست گرفتم، گذاشتم تو جاش، نخوردش، خودشُ یکمی کشید سمتش اما  یه ذره هم بهش لب نزد. یک ساعتی خوابیدم و دوباره رفتم پیشش، دیدم هیچی نخورده، دستمم لیس نمیزنه _ یکی از عادت هاش این بود که دستمو لیس بزنه _ مطمئن شدم یه چیزیش هست! هی بهش سر میزدم، یه لحظه دیدم دراز به دراز افتاده و تکون نمیخوره، اینقد نازش کردم و اشک ریختم و باهاش حرف زدم، تا یکمی  تکون خورد! دیدم حالش بهتر شده، گرفتمش تو بغلم. کاملا خوب شده بود و خودشو جمع کرده بود تو دستم مث قبلنا، اما نمیدونم چرا یهوویی بدجوری تکون خورد و منم از بس ترسیده بودم سریع گذاشتمش رو میز و دوییدم تو اتاق خواب و درُ بستم و گریه کردم! بوپو هم مُرد. عکساش بازه دارم نگاش میکنم، بدجوری دلم سوخته و ناراحتم. یادِ صدای پاش وقتیکه می دویید می افتم گریه م میاد. <a title="آخرین عکس بوپو :* :((" href="http://www.twitpic.com/5us1i" target="_blank">بوپو جوووونم</a> <img src='http://www.sober.ir/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /> (</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/03/05/buppo-died/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بوپو، نفس من بیده</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/01/16/buppo/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/01/16/buppo/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 05 Apr 2009 05:34:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[خرگوش]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[buppo]]></category>
		<category><![CDATA[film]]></category>
		<category><![CDATA[rabbit]]></category>
		<category><![CDATA[YouTube]]></category>
		<category><![CDATA[بوپو]]></category>
		<category><![CDATA[خرگوشک]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sad-eye-never-lie.com/?p=1263</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><object width="425" height="344" data="http://www.youtube.com/v/dlz1a8lZfm0&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;color1=0x3a3a3a&amp;color2=0x999999" type="application/x-shockwave-flash"><param name="allowFullScreen" value="true" /><param name="allowscriptaccess" value="always" /><param name="src" value="http://www.youtube.com/v/dlz1a8lZfm0&amp;hl=en&amp;fs=1&amp;color1=0x3a3a3a&amp;color2=0x999999" /><param name="allowfullscreen" value="true" /></object></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/01/16/buppo/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بوپو در خانه</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/01/12/%d8%a8%d9%88%d9%be%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/01/12/%d8%a8%d9%88%d9%be%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Apr 2009 10:06:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[خرگوش]]></category>
		<category><![CDATA[بوپو]]></category>
		<category><![CDATA[خواهرخانوم]]></category>
		<category><![CDATA[عروسی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم و بهنام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sad-eye-never-lie.com/?p=1253</guid>
		<description><![CDATA[بوپو چند روزی ازم  دور  بود، دلیلش هم مسافرت به اصفهان بود!  دو روز اول بوپو، خونه بابا مهمون بود، و باقی روزا خونه خواهر خانوم اینا. قرار بود وقتی از مسافرت برگشتم، خواهر خانوم و خواهرزاده ها بیان خونه ما، و چند روزی بمونن تا روز عروسی پسرخاله جان! شنبه شب رسیدیم خونه، مراسم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بوپو چند روزی ازم  دور  بود، دلیلش هم مسافرت به اصفهان بود!  دو روز اول بوپو، خونه بابا مهمون بود، و باقی روزا خونه خواهر خانوم اینا. قرار بود وقتی از مسافرت برگشتم، خواهر خانوم و خواهرزاده ها بیان خونه ما، و چند روزی بمونن تا روز عروسی پسرخاله جان!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">شنبه شب رسیدیم خونه، مراسم عروسی سه شنبه بود، دلم واسه بوپو یه ذره شده بود، سریع تماس گرفت با خواهرخانوم که به بهانه عروسی، زود بیان خونمون و منم به بوپو برسم. اما خونه نبود، در طی این دو روز گذشته هر وقت تماس گرفتن فقط داماد جان جواب تلفنامُ دادن و گفتن که کسی خونه نیست و رفتن بیرون! :دی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">به خودم میگفتم، اگه غلط نکنم بوپوی منو کشتن و نمیخوان خودشونو آفتابی کنن! :دی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دیشب عروسی پسرخالم بود، تا نزدیکای ساعت ۹ هیچ خبری از خواهرخانوم و بچه هاش نبود. وسط دنس و اینا یهو دیدم به به، از در وروی تالار داخل شدن، دوان دوان رفتن سمتشون، دیگه طاقت نداشتم، هــی میگم بوپو من خوبه؟ آوردینش؟ خواهرخانوم، سرشو انداخت پایین و با خجالت و حالت معصومانه ای میگفت، خوووووبه. فقط !!! گفتم: مُرد؟ زنده نیست؟ چه جوری مُرد؟ کی مُرد؟ خواهرجان با همون حالت گفت: نــــه، نمُرد، زنده س، فقط  دو روز پیش داشت بازی میکرد تو خونه، پاهاش تو همدیگه گیر کرد زمین خورد، یه ذره پاشُ می کشه راه میره!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دلمم اینقد آروم شد اینو شنیدم.<br />
گفتم: اوووووووووووو !! من گفتم کُشتینش اینورا نیومدین! :دی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خواهرم بنده خدا، میگفت اگه بدونی وقتی اینجوری شد مریم و بهنام چیکار کردن، داشتن خودشونو می کشتن، که به خاله چی بگیم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">خلاصه بعد از اینکه خیالم راحت شد، رفتیم به ادامه دنس و اینا پرداختیم! :دی</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">بعد از رقص چاقوی عروس (عروس با لباس پر از تور و سنگ کاری شده که کلی وزن داره و سنگینه، یک رقص عربی کرد که نگووووو، فَکِ همه زمین خورد!!!) رفتیم از تو ماشین بوپو رو آوردم بیروووووووووووون. ای فداش شـــــــــم من :* ، اولش فک  کردم دیگه منو نمی شناسه، اما بچه م تا اومد تو دستم شروع کرد به لیس زدن! :دی به تمام مهمونا بوپو رو معرفی کردم : ))))) هزار تا ازش عکس گرفتن : )))) خیلی باحال بود. تازه مهرانم سفارش اساسی کرد که یکی از اینا واسش گیر بیارم با خودش ببره عسلویه تو خونه نگه داره! :دی</p>
<p>پ.ن: به نظر شما، خرگوشکِ من، از نسل کوتوله هاست؟ هنوزم کوچولوئه و بزرگ نشده!</p>
<div class="wp-caption aligncenter" style="width: 290px"><img title="Buppo" src="http://sad-eye-never-lie.persiangig.com/new-host/animals/Buppo-4.jpg" alt="" width="280" height="244" /><p class="wp-caption-text">بوپو در خانه می باشد</p></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/01/12/%d8%a8%d9%88%d9%be%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سنجاب چاق</title>
		<link>http://www.sober.ir/1388/01/04/%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%da%86%d8%a7%d9%82/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1388/01/04/%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%da%86%d8%a7%d9%82/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Mar 2009 17:27:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[مسافرت]]></category>
		<category><![CDATA[باغ وحش]]></category>
		<category><![CDATA[بوپو]]></category>
		<category><![CDATA[تهران]]></category>
		<category><![CDATA[سنجاب زیر زمینی]]></category>
		<category><![CDATA[پارک ارم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sad-eye-never-lie.com/?p=1238</guid>
		<description><![CDATA[دیروز بعد از ظهر راه افتادیم سمت تهران، قرار شده یکی دو روز تهران، خونه جدید بابای صادق بمونیم، بعدش بریم سمت اصفهان! من از روی اجبار بوپو رو بُردم خونه بابام اینا، و با هزار جور سفارش و دلتنگی شدید تنهاش گذاشتم! دل تو دلم نیست یه دفعه دیگه دو تا دستامُ چفت کنم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="rtl">دیروز بعد از ظهر راه افتادیم سمت تهران، قرار شده یکی دو روز تهران، خونه جدید بابای صادق بمونیم، بعدش بریم سمت اصفهان! من از روی اجبار بوپو رو بُردم خونه بابام اینا، و با هزار جور سفارش و دلتنگی شدید تنهاش گذاشتم! دل تو دلم نیست یه دفعه دیگه دو تا دستامُ چفت کنم به هم و بوپو رو صدا کنم و اونم بدوئه بیاد تو دستم و لیسش بزنه! :-s</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">نصف شب رسیدم تهران، بعد از یه خواب حسابی، دم دمای ظهر رفتیم پارک ارم، هدف اصلی باغ وحش بود! اصلا اصلا اصلا باغ وحش به دلم نچسبید، هیچ حسی به حیوونای کثیف و زندونی شده اونجا نداشتم! حالا بی تربیت بودن حیوونا هم که دیگه بماند! <img src='http://www.sober.ir/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' />  نمیدونم مردم چه جوری این همه لذت میبرن از دیدنشون! <img src='http://www.sober.ir/wp-includes/images/smilies/icon_confused.gif' alt=':-?' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">داشتیم همینجوری قدم می زدیم، که چشم به تابلویی که شکل مار داشت، زوم شد! اه چندش! چقدم کلاس گذاشته بودن واسه مارا، پدرشوهر جان واسم بستنی سالار خرید، من همون دم در ورودی موندم تا بقیه برن و مارا رو تماشا کنن! O_o یهو صادق دوان دوان، اومد بیرون میگه بیا بیاااا  مار نداره، از اونا که تو دوس داری توش داره. گفتم جوجه تیغی؟ میگه نه، از اونا که پست نوشته بودی در موردش، صورتی بود! داشتم شاخ در میاوردم! <img src='http://www.sober.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> ) همینکه دلم خواست برم تو، صادق میگه اینورُ نگاه نکن، مار داره خلاصه با هزار جور کلک و چشم به زمین دوختن رفتم تو، وقتی رسیدم به شیشه اون موجود (که اصلا هم اون موجود نبود :دی) سرمُ بالا گرفتم!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">وای جانم چقــــــــــــــــــــــــــــد ماه بود! سنجاب زیرزمینی! واااااااااااااااااای! داشتم می مُردم دلم میخواست هر جوری شده بغلش کنم. چـــاقِ شکم گندهِ شکموی ناااااااااااااااااز :*:*:*:*</p>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl">- ای بابا این آقاهه صاحب کافی نت، اومد گفت تا ده اینجا بازه! من دیگه نمیتونم این داستان رو کش بدم ! <img src='http://www.sober.ir/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> ) چرا همه میزنن تو ذوقم خُب؟ بهتره زودتر عکسا رو بذارم و پستم رو پابلیش کنم! <img src='http://www.sober.ir/wp-includes/images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> </p>
<p style="text-align: right;" dir="rtl">تازشم، بعد از ظهر خواب دیدم، قیمتش هفتاد تومنه! رونوشت به <a href="http://blognevesht.com" target="_blank">صادق </a>خان! :دی هی بهم میگه اینا کمیابن، نیست! اگه هم باشه خیلی گرونه! :دی</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1388/01/04/%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%a8-%da%86%d8%a7%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لعنت به تیتر</title>
		<link>http://www.sober.ir/1387/12/20/%d9%84%d8%b9%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1/</link>
		<comments>http://www.sober.ir/1387/12/20/%d9%84%d8%b9%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Mar 2009 16:35:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>حدیثه</dc:creator>
				<category><![CDATA[خرگوش]]></category>
		<category><![CDATA[infernal]]></category>
		<category><![CDATA[music]]></category>
		<category><![CDATA[self control]]></category>
		<category><![CDATA[بوپو]]></category>
		<category><![CDATA[شال صورتی]]></category>
		<category><![CDATA[عمو هوشنگ]]></category>
		<category><![CDATA[قلبم شکست اما هیچ نفهمید]]></category>
		<category><![CDATA[منیره]]></category>
		<category><![CDATA[نفرین خرگوشی]]></category>
		<category><![CDATA[هدیه تولد]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sad-eye-never-lie.com/?p=1182</guid>
		<description><![CDATA[۱- دو روز پیش یه کلیپ گرفتم، خیلی به دلم نشست، اما متاسفانه نه اسمی داشت نه نشونی، میخواستم آهنگ با کیفیت خوبش دانلود کنم، واسه همین سریع مزاحم عمو هوشنگ شدم، عموی مهربونم، اسم خواننده و آهنگ و همینطور خود آهنگ رو واسم ایمیل کردند. مچکرم عمو جان! ^__^ پیشنهاد میکنم اگه سرعت اینترنتتون [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">۱- دو روز پیش یه کلیپ گرفتم، خیلی به دلم نشست، اما متاسفانه نه اسمی داشت نه نشونی، میخواستم آهنگ با کیفیت خوبش دانلود کنم، واسه همین سریع مزاحم <a href="http://houshang.wordpress.com" target="_blank">عمو هوشنگ</a> شدم، عموی مهربونم، اسم خواننده و آهنگ و همینطور خود آهنگ رو واسم ایمیل کردند. <strong>مچکرم عمو جان! </strong>^__^ پیشنهاد میکنم اگه سرعت اینترنتتون تا حدودی خوبه، واسه یه بار هم که شده این کلیپ رو ببینین، به دل من خیلی نشسته، بالای صد دفعه گوشش دادم! شاید شما هم خوشتون بیاد.</p>
<p style="text-align: left;"><a title="کلیپ" href="http://www.youtube.com/watch?v=xhE632UeaX8" target="_blank">Self Control &#8211; INFERNAL</a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ffffff;">.</span><br />
2- تا دیروز حالم خوش بودااااا، اما یکی بدجوری رفت رو اعصابمُ ناراحتم کرد. با حرفش باعث شد به شدت به هم بریزم! همیشه در اینجور مواقع سر و کله <a href="http://monire.ir" target="_blank">منیره </a>پیدا میشد؛ یا اینترنتی یا تلفنی یا پُستی! (<a href="http://twitter.com/Hadiseh/status/1304828186" target="_blank">+</a>) داشته باشین <a href="http://sad-eye-never-lie.persiangig.com/gifts/birthday-gifts-monire-boppo.jpg" target="_blank">هدیه </a>منُ یه شال صورتی و یک عدد کلاغک! مرسی منیره نازم!:-*</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ffffff;">.</span><br />
۳- من زنده م، بوپو زنده س. هنوز کوشولوئه، تبدیل به خرگوش غول پیکر نشده. سعی میکنم بهش خیلی خوش بگذره، تا از<a href="http://mumbojumbo.ir/1387/12/18/%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%B1%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C/" target="_blank"> نفرین خرگوشی</a> خبری نباشه! hug</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ffffff;">.</span><br />
4- دوس دارم زیاد زیاد بنویسم، اما نمیشه، همین چند خطم به زور نوشتم! دوس دارم برم وبلاگ همه دوستامُ بخونمشون، اما نمیشه! وقت ندارم، یا اگه هم وقت دارم حسشُ ندارم! بدجوری گیر کردم تو این اینترنت! دارم کلافه میشم.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.sober.ir/1387/12/20/%d9%84%d8%b9%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

