هرگز به کسی که دوست دارید دوا ندهید
به او مربا یا نان بدهید
و به او آرزو یا آسمان بدهید
اما هرگز به کسی که دوست دارید دوا ندهید
چون هر چه که به او بدهید
روزی به شما باز خواهد گرداند…
” عمو شلی “
هرگز به کسی که دوست دارید دوا ندهید
به او مربا یا نان بدهید
و به او آرزو یا آسمان بدهید
اما هرگز به کسی که دوست دارید دوا ندهید
چون هر چه که به او بدهید
روزی به شما باز خواهد گرداند…
” عمو شلی “
هیچ وقت به سرزمین خوشبختی رفتی؟
اونجا که همیشه همه شادن،
اونجا که همه جوک میگن،
و آوازهای شاد می خونن،
و همه چیز خوب و باحاله؟
تو سرزمین خوشبختی کسی غمی نداره
اونجا پر از خنده و لبخنده.
من تو سرزمین خوشبختی بودم
چقدر خسته کننده بود.! “عمو شلی”
پ.ن۱: روز پدر مبارک!
پ.ن۲: حالم خوبه!
خدایا برای سال نو
ازت شیرینی می خوام.
با یه لباس قشنگ ٬ یه عروسک گنـــده !
و اگه ممکنه یه ذره عشق :X
حتی اگه فقط یه ذره کوچولو مونده!!!
چه نی نی مهربونیه!!! واسه عیدیش از خدا چی می خواد
وای چه قدر عالی میشه اگه عشق رو هدیه بگیریم مگه نه؟؟
بدون اینکه در نظر بگیرم نزدیک سال نو هست یا نه
:X
دنیا را روشن کن.!!
به زندگی طعمی ببخش.
تا ببینی که عشق چقدر می تواند آزادت کند.
دنیا را روشن کن٬
مرا ببین.!
و ببین که دوست داشتن چقدر می تواند شادت کند.
تو می گویی که بال در آورده ای٬
پس به بالهایت بیاموز که پرواز کنند.
بدون اینکه بپرسند چـــــــرا …؟؟!!
به بالهایت یاد بده که زندگی کنند٬
که دوست داشته باشند.
دنیا را روشن کن…
که دوستی را شاد کنی٬
بلند شو٬
نگاه کن.!
با چشم هایت دنیا را روشن کن .!!!
من شاد شاد هستم;;)
راستی شنیدی که موقع واکسن زنی یه ؟
به گمونم یکی توی چایی ات نمک ریخته ٬ چقدر هم خوردنیه!
بناست یازده ماه بهمون مرخصی بدن.
دیگه بگم ٬ فلوریدا هم رفته زیر آب کلا.
راستی شنیدی که رییس جمهور سرخک گرفته؟
آقای مدیر به تازگی مدرسه رو آتیش زده.
موهات پر از مورچه و راسوی قرمز شده.
هـه ٬ همه ش دروغ سیزده به در بود
پ.ن : در واقع اول آوریل٬ سیزده به در خودمون !! :-p
در آن روز مردم محض خنده و تفریح به یکدیگر دروغ می گویند و شوخی می کنند
اولین بار
که میخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است…
تب می کنم ، عرق می کنم ، می لرزم …
جان می دهم هزار بار
می میرم…
و زنده می شوم دوباره پیش چشم های تو
تا بگویم
دوستت دارم
اولین بار
که بخواهم بگویم ” دوستت دارم “
خیلی سخت است
اما آخرین بارِ آن
از همیشه سخت تر است
و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم ” دوستت دارم “
و بعد راهم را بگیرم و برم …
چون تازه فهمیده ام
که تو هرگز دوستم نداشتی …!
من لئوناردو داونچی هستم
بزرگترین نابغه قرن
در زندگی ام ، هرگز فرصت شوخی نداشتم ،
من ماشینهای پرنده را طراحی کردم ،
مجسمه ساختم ، نقاشی کشیدم
و خیلی کارهای دیگر که شما نمی دانید…..
اما مهمتر از همه این که من مونالیزا را کشیدم .
با لبخندی که هیچ کس معنی اش را نمی داند ، حتی خودم
می بینید که چطور بعد از مرگم سر کارتان گذاشتم
این هم به تلافی جبران همه شوخیهایی که هرگز فرصتش نبود
:-p
آیا تهنایی ؟
خُب برو سراغ تلفن
حالا به چند تا شماره فکر کن.
از ۱ تا ۹ …….!
عالـــیه .
حالا همه شماره ها رو یکی یکی بگیـــــر،
(داری به کی زنگ می زنی؟)
حالا صبر کن یکی گوشــی رو برداره.
بعــــد …. .
برقی گوشـــی رو بزار زمین!
بعــــد … .
چند دقیقه بشین ، یه لبخند بزن و بعد دوباره از اول شروع کن !
بیست و پنج دقیقه مهلت
برای اینکه دوستت بدارم
بیست و پنج دقیقه مهلت
برای اینکه دوستم بداری
بیست و پنج دقیقه مهلت برای عشق
زمان کوتاهی است ……
با این همه
من بیست و پنج دقیقه از عمرم را کنار می گذارم ،
تا به تو فکر کنم
تو هم اگر فرصت داری
بیست و پنج دقیقه
فقط بیست و پنج دقیقه به من فکر کن!….
بیا بیست و پنج دقیقه از عمرمان را برای همدیگر پس انداز کنیم
;;)
روزی من زبانِ گُل ها را می دانستم
روزی هر آنچه را که کرم ابریشم می گفت می فهمیدم .
روزی من پنهانی به پر حرفی سارها می خندیدم .
و در بستر خود
به گفتگو با پروانه ها می نشستم .
روزی من همه پرسش های زنجره ها را می شنیدم
و پاسخ می گفتم.
با هر دانه برفی که به زمین افتاد و هنگام مُردن می گریست
من هم می گریستم.
روزی من زبان گُل ها را می دانستم….. .
چگونه بود آن زبان ؟
چگونه بود؟
؟؟؟؟؟
؟؟؟
؟