شهریور
۱۲
    
Posted (حدیثه) in ادبی, فیلم on شهریور-۱۲-۱۳۸۸

بوسه ها چیزهای پیش و پا افتاده ای هستند، که به سختی متوجه شون میشیم. ولی اگه با احساسات بیشتری به این موضوع توجه کنیم، می بینیم که هر بوسه معنی خاص خودش رو داره. برای مثال بعضی از بوسه ها میگن ” از دیدنت خیلی خوشحالم ” یا ” اِ نفهمیدم تو هم اینجایی ” یا ” عزیزم بسه هرچی خوردی ” (منظور مشربات الکلیِ) …

بله، بوسه ها برای آدمای مختلف معنایِ مختلفی داره. سرانجام معنیش بستگی به اونی داره که داره می بوسه! و اونیکه نظاره گرِ.

این عمل خودش هرگز چیزی رو عوض نمیکنه ولی هر بوسه با خودش یک دنیا معنا داره! می تونه بیانگر وفاداریِ همیشگیِ یک شوهر باشه! یا پشیمونیِ بیکرانِ یک همسر باشه. می تونه نمایانگرِ دلواپسیِ روبه فزونِ یک مادر باشه یا یک شهوتِ رو به فزونی. ولی هر معنی که داشته باشه هر بوسه بازتاب یک نیاز بنیادیِ انسانِ، نیازی که مرتبط با یک انسان دیگه ست.

این یک میلِ بسیار نیرومنده. و همیشه باعثِ تعجبِ وقتیکه بعضی از آدما درکش نمی کنند.



 
مرداد
۲۷
    
Posted (حدیثه) in عکس نوشت on مرداد-۲۷-۱۳۸۸

.

.



 
مرداد
۰۷
    
Posted (حدیثه) in عکس نوشت on مرداد-۷-۱۳۸۸



 
تیر
۳۱
    
Posted (حدیثه) in عکس نوشت on تیر-۳۱-۱۳۸۸

فقط میخواستم با یه عکس، احساسم رو در این عصر زیبا نشون بدم.



 
تیر
۲۰
    
Posted (حدیثه) in مسافرت on تیر-۲۰-۱۳۸۸

سه روزی رفتم تفریح! که حال و هوام عوض شه. تنها سرگرمیم موزیک گوش دادن و راه رفتن و فیلم نگاه کردن و بازی با این چند تا جونه ور بود! سرگرمیِ این سگِ قهوه ایِ هم خوابیدن رو کتونی من بود. بهم بد نگذشت، کلی خاطره ها مرور شد و کلی از تنهایی لذت بردم و حسابی سر به سر چند نفر گذاشتم که در راستای همون مرور خاطرات بود.



 
تیر
۱۳
    
Posted (حدیثه) in خاطره نویسی on تیر-۱۳-۱۳۸۸

تازه از آخرین امتحان برگشتم و سرعت اینترنت هم خیلی بد و افتضاحِ و به شدت رو اعصابمه !! الانم دارم ساندویچ میخورم و می نویسم. خواستم با کلی شوق و ذوق خبر بدم اون امتحان سختِ بودش که در موردش نوشته بودم، شدم ۱۸ ! اما همه ش پرید :دی . البته ۱۸ که نشدم، ۱۸ بهم داد! : )))))

خیالم راحت شد، امتحان اخرم که تموم شد رفت پی کارش، حالا مونده مهمونی امروز، که همه رو با هم دعوت کردم! :دی اینم تموم شه بره از فردا زندگــــی یعنی هاااااا ! کلی برنامه ریزی کردم فیلم ببینم. یه تعطیلات چند روزِ هم ته ش، خیلی می چسبه.

happy

همینقد بسه ؟ نوشتم دیگه ! سخته نوشتن !! اونم اینجا !! باید بهم پیشنهاد بدین چیکار کنم؟ برای راحت تر نوشتن با رمز بنویسم؟ رمز رو ازم درخواست کنین براتون ایمیل کنم؟ یا نه؟ مثلا یه رمز ثابت بذارم، بچه های تو نت بخونن؟ اونایی که ازشون متنفرم و از نزدیکان هستن و اصلا دلم نمیخواد بخونن نخونن؟ هوم؟ پلیز هلپ. خفه می شم از ننوشتن !! :(