خرداد
۰۵
    
Posted (حدیثه) in وبلاگِ من on خرداد-۵-۱۳۸۸

دیروز، تو شرایطی قرار گرفتم، که آرشیو وبلاگم خیلی برام ارزش پیدا کرده بود، یه طورایی اگه وجود داشت احساس وجود میکردم! اما … چه میشُد کرد؟ من همه رو حذف کرده بودم و … !

نمیخوام زیاد در موردش توضیح بدم، چون کساییکه نیاز هست بدونن میدونن چیکار کردم! :دی

دیروز تصمیم گرفتم، حداقل نوشته هامُ بیارم رو این هاست و دامین نگهشون دارم، کلی مشکل تو بک آپش هست، از جمله اینکه اکانت پرشین گیگ م رو که تمای عکس ها روش بودن رو خالی کردم! یعنی تمامی عکس های پست های قبلیم پریدن! چند روزی، تمام وقتم رو باید بذارم، از اولین پست شروع به بازسازی کنم وتگ ها و دسته بندی ها رو درست کنم.

امممم، نمی دونم چرا هر دفعه بک آپ برمیگردونم، یکی از پستهای قدیمیم میاد به عنوان اولین پست  قرار میگیره! دوستان هم همش فکر میکنن من خیلی ناراحت و تنها هستم و از این حرفا! :دی معذرت میخوام از همه تون که اونجا کامنت گذاشتین. تاریخ پست رو تغییر دادم تا برگرده سر جا خودش، حالا اگه میشه اینجا کامنت بذارین! :D



 
خرداد
۰۴
    
Posted (حدیثه) in عکس نوشت on خرداد-۴-۱۳۸۸

گنجشککِ اشی مشی، لبِ بوم ما نشین

بارون میاد خیس میشی

برف میاد گوله  میشی

می اُفتی تو حوض نقاشی



 
اردیبهشت
۳۱
    
Posted (حدیثه) in موسیقی, وبلاگِ من on اردیبهشت-۳۱-۱۳۸۸

Sober، نام وبلاگم، به معنای میانه رو، معتدل، از مستی در آمدن، هوشیار بودن و چیزی تو این مایه هاست. ایده اصلی این اسم رو از آهنگ زیبای Sober از خانوم Alecia Beth Moore ، که متولد ۸ September 1979 هستن و با نام هنری Pink  یا P!NK به فعالیت میپردازن، گرفتم.

بد نیست یه توضیح کوچولو هم در مورد ایشون بدم. خانوم پینک، اولین آلبوم خودشون رو در سال ۲۰۰۰-۲۰۰۱ با نام Can’t Take Me Home به بازار عرضه کردند. آخرین آلبوم هم با نام Funhouse ارائه کردن. آهنگ Sober هم در همین آلبوم آخر ایشون موجوده. شما می تونین این آهنگ رو  از اینجا دانلود کنین! امیدوارم خوشتون بیاد. بقیه اطلاعات هم در مورد پینک و فعالیت های هنریشون رو می تونین از اینجا بخونین! +

P!NK in last.fm

P!NK official website

P!NK in twitter



 
اردیبهشت
۲۸
    
Posted (حدیثه) in خاطره نویسی on اردیبهشت-۲۸-۱۳۸۸

یه نفر دیگه روز تولدش می رسه، منو جو میگیره! :D _ مخاطب خاص دارد _

امروز رفتم  نمایشگاه کتاب، هم چرخی بزنم هم اینکه کتابی بخرم، چشمم به شمع  تولد Happy Birthday خورد (همین شمع های کوشولویی که تو عکس می بینین)، خلاصه یک دل نه صد عاشقش شدیم و اینا! تصمیم گرفتم بخرمش، اما امروز که تولد من نبود؟ اما چه  فرقی میکنه؟ میتونستم بذارمش واسه تولد بعدیم! به همین نیت هم شمع ها رو خریدم.

وقتی رسیدم خونه، سریع بازش کردم و دونه دونه حروف رو جدا کردم و گذاشتم رو میز، Happy رو در آورده بودم، دیدم یه ذره Hش کج بود، با انگشت اشاره م محکم فشارش دادم صاف بشه، نتیجه ش شد همینی که تو عکس می بینین! :D

دو دقیقه نتونستم جلو خودمو بگیرم و بازش نکنم. ای رو دلم مونده  این H :دی که نگو و نپرس. ولی احساس میکنم همینکه بازش کردم و از جاش آوردمش بیرون خیلی خوب بود، آخه اونجوری بیشتر رو دلم می موند  و همش مغزم درگیرش میشد!



 
اردیبهشت
۲۶
    
Posted (حدیثه) in خاطره نویسی on اردیبهشت-۲۶-۱۳۸۸

این نوشته با رمز محافظت شده است. برای نمایش رمز خود را بنویسید:




 
اردیبهشت
۲۶
    
Posted (حدیثه) in عکس نوشت on اردیبهشت-۲۶-۱۳۸۸

خوشا پرواز، خوشا رهایی، خوشا اگر نه رها زیستن، مردن به رهائی!!