بایگانی برچسب » گربه «
جونه من اگه میتونین وقت بذارین و این یک دقیقه فیلم رو ببینین! من هی نگاش میکنم غش میکنم. میو میوووووهاش منو کُشته. ای جااااااااااااااان ![]()
I, I’m driving black on black
Just got my license back
I got this feeling in my veins this train is coming off the track
I’ll ask polite if the devil needs a ride
Because the angel on my right ain’t hanging out with me
tonight
I’m driving past your house while you were sneaking out
I got the car door opened up so you can jump in on the run
Your mom don’t know that you were missing
She’d be pissed if she could see the parts of you that I’ve been kissing
Screamin’
۱- دیروز رفتم دکتر، جواب سونوگرافی کاملی رو که هفته قبل انجام داده بودم بردم نشونش بدم، معده مم معاینه کرد، معاینه که چه عرض کنم فشار و مشت و لگد روونه معده م کرد، منم تا تونستم گریه کردم! ![]()
دُکی جان کمی باهام صحبت کردن و گفتن اگه این همه استرس داشته باشی و عصبی باشی من نمیتونم آندوسکپی کنم، ممکنه بیشتر تحریک شه و … . یه سری قرص و شربت جدید برام نوشتن، با دُز خیلی پایین، آخه هیچ کدوم از قرص های قبلی رو نمی تونستم مصرف کنم، بعد از مصرفشون وحشتناک درد می کشیدم. فعلا قول دادم تا سه هفته به طور مرتب این نسخه جدید دکتر رو مصرف کنم تا ببینم چی میشه.
۲- الان بهترم! کلاسامم که تموم شد، دیگه خیلی خیلی بهترم. ![]()
۳- از وقتی پسرخاله اینا خونه گرفتن و مستقل شدن هر شب چتر میشیم اونجا. آی کیف میده. :دی الان که از کلاس برگشتم اونا قراره ناهار بیان خونمون. اصلا فک نمیکردم یه روزی همچین با خانومش جوش بخورم و رفت و آمد گرمی داشته باشیم. یه گوش شیطون کر بگم و بزنم به تخته! اسمایلی اسفند دود کردن. خلاصه ، ما میایم و شما بیاین هم عالمی داره. ![]()
۴- دیشب صادق جان، ما را به سمت مغازه های لباس هدایت نمودند، ما نیز چشم بسته انگشت گذاشتیم روی هر لباسی که حس کردیم خوب بید، همه را با هم در یک چشم به هم زدن پسند و به سمت صندوق هدایت نمودیم. اصلنشم هیچ کدومشون صورتی که نبودن
.
۵- از اینکه کسایی رو دارم که توی اینترنت باهاشون آشنا شدم خیلی خوشحالم و همش دارم فکر میکنم که چه جوری میتونم خوبی هاشون رو جبران کنم. ![]()
۶- اون خانوم بدجنسِ بودا، بعضی وقتا، اون قبلااااا گیر میداد بهم، یادتون هست؟ فیلم دَنس جوادیشون تو آموزش دانشگاه رو دیدم، یعنی یکی از همکلاسی ها واسم ایمیل کرد اولش شاخ در آوردم اما بعدش کلی خندیدم، بشر هر چه زشت تر، کارای تعجب انگیزشترش بیشتر! :دی حالا اینا رو ولش دیروز تونستم آی.دی یاهوشو خیلی یهویی ببینم و حفظ کنم. بعد اون روی خبیث من هی منو اذیت میکنه : )) نمیتونم کنترلش کنم داره از دستم خارج میشه! 
۷- من اینجا نشستم هی دارم حرف میزنم و اصلا به فکر غذا و پخت و پز نیستم. واه واه واه. :دی
۸- اگه دیر به دیر نوشتم بدونین که دارم درس میخونم تا این ترم شاگرد اول شم، بلکه یکمی به موجود نانازی مث گربه نزدیکتر شم! :دی دیشب به خودم کلی دلخوشی و امیدواری دادم که دیگه دارم به گربه نزدیک میشـــــــــــــــــــم. یه وقت فک نکنیا صادق گفته واسم گربه میخره!!! نه!!! اشتباه نکنین!!! دیگه مث اون جوجه تیغی نیست که سرم کلاه رفت. خودم به خودم قول دادم که واسه خودم گُربه بخرم. 
بالاخره طلسم شکسته شد، با دخترخاله و خاله رفتیم دکتر، دکتره خیلی باحال بود، تازه وارد مطب شده بودیم که صادق زنگ زد، گفت: ویدا گربه ای رو که میخواسته به تو بده وقتی دیده که اکانتت رو از فرندفید پاک کردی، داره میده مه یا و اینا …. منم یک چی پروندم اون وسط دکتره کلی خندید! حالا بماند که چی گفتم اخه اصلا جاش نیست اینجا بگم. = )) ، بعدش آقای دکتر کلی دعوام کرد که چرا صبحانه نمیخوری و اینا ( از همون دعواهای همیشگی ) تو اصلا مدرک فلان بگیر وقتی بشینی پشت کامپیوتر و معده ت رو بگیری و به خودت بپیچی به چه درد میخوری؟ میتونی کار کنی؟ منم مات و مبهوت فقط نگاش کردم! بعد داد زد جوابمو بده!
میتونی؟ گفتم: نه نه نه. ![]()
تا دوشنبه باید سونوگرافی انجام بدم و بعدشم برم واسه آندوسکپی. چندشمه! اَه.
با نوشتن این پُست و ابراز علاقه شدیدم نسبت به گربه، و خوندن کامنت زهرا :
سلام
فقط اومدم بگم خیلی مواظب باشید . گربه ناقل بسیاری از بیماری هاست. خود من یک چشمم را از دست دادم و احتمال اینکه چشم دیگرم هم به سرنوشت دیگری مبتلا شود هست.اسم این بیماری هم توکسوپلاسموز است . می تونید برید و سرچ کنید و بیشتر درموردش اطلاع کسب کنید .
موفق باشید و سلامت
یک خاطره واسم زنده شد که شاید دو سه سالی هست از یادش بردم. در اینجا هم نمیتونم بیانش کنم. از خریدن گربه هم پیشمون شدم، اما هیچ از علاقم نسبت به گربه کم نشد. در هر صورت تصمیم گرفتم سرچ کنم و در مورد این بیماری پستی بنویسم. ![]()
- تعریف توکسوپلاسموز
توکسوپلاسموز بیماری انگلی انسان و حیوان میباشد که عفونت اولیه آن، بدون علایم بالینی است. شکل حاد بیماری ممکن است با تب و بزرگی غدد لنفاوی همراه باشد. علایم مغزی، ذات الریه، ابتلای عمومی ماهیچهها و مرگ از نشانههای اشکال وخیم بیماری است که بندرت دیده میشود.
عفونت اولیه مادران در ابتدای حاملگی ممکن است باعث ایجاد عفونت و مرگ جنین شود و یا این که منجر به ضایعات مغزی، بزرگی و یا کوچکی جمجمه در نوزاد گردد. علایم فوق در هنگام تولد مشهود و یا در مدت کوتاهی بعد از تولد، ظاهر میشود.
- شکلشناسی (مرفولوژی)
انگل دارای اشکال مختلفی میباشد کهعبارتند از:
۱- شکل آزاد: شکل آزاد انگل که درخون و لنف وجود دارد قوسی شکلاست و سلولهای مختلف اکثرپستانداران (به جز گلبولهای قرمزبدون هسته) را مورد تهاجم قرار میدهد.
۲- کیست کاذب: به سلول هسته دار حاوی انگل، کیست کاذب گویند.
۳- کیست نسجی: انگل پس از یکی دوباره تقسیمات داخل سلولی در سلولهای هستهدار، به قسمتهای مختلف بدن مثل چشم، قلب، ریه، مغز، عضلات و کبد میرود و در آنجا مستقر میشود و کیست نسجی (بافتی) راتشکیل میدهد.
۴- اووسیست: در نتیجه سیر جنسیانگل – که در روده گربه و گربه سانان-ایجاد میشود و از طریق مدفوع گربه وگربه سانان دفع میگردد.
- چرخه زندگی انگل
الف – سیکل غیر جنسی:
انسان یا هر میزبان دیگری با خوردن اشکال اووسیستی از طریق سبزیجات، خاک، مواد غذایی آلوده با کیست نسجی به همراه گوشت و جگر و سایرنسوج گاو، گوسفند، خوک، بز و پرندهآلوده میشود. در روده میزبان، انگل به هر شکلی که وارد شده (اووسیست یاکیست نسجی) آزاد میشود و حداکثرپس از ۶ ساعت از طریق عروق رودهخود را وارد دستگاه گردش خون میکند، در این هنگام ارگانیسم فقط سلولهای هسته دار خون میزبان را انتخاب میکند و وارد سلول هستهدارمیزبان میشود، در سلولهای هستهدارشروع به تقسیم شدن میکند (انگل دراین حالت به نام کیست کاذب نامیده میشود). پس از تقسیمات، کیست کاذب پاره میشود و مجددا انگلها آزاد میشوند و به سلول هسته دار دیگری حمله ور شده که پس از ۲ بار تقسیم همراه با خون به طرف سایرقسمتهای بدن حرکت میکنند و درآنجا مستقر میگردند و منجر به تشکیل کیست نسجی (بافتی) میشوند.
ب – سیر جنسی :
گربه و گربه سانان با خوردن نسوج آلوده به کیست نسجی مبتلا میشوند.در روده گربه کیست نسجی پاره وانگل آزاد میشود و به نسوج روده حمله میکند و درون سلولهای روده گربه قرار میگیرد و شروع به تقسیم کرده سپس سلولهای روده گربه را پاره میکند و خارج میشود، بعضی از اینسلولها تبدیل به سلول جنسی یاگامتوسیت میشوند. از ترکیب سلولجنسی نر با ماده، سلول زایگوت یاتخم، حاصل میشود که همراه مدفوعگربه به شکل اووسیت نارس به محیط بیرون دفع میگردد. در شرایط مساعد (درجه حرارت و رطوبت) اووسیستماهها و حتی یکسال زنده میماند. گربهها بعد از آلوده شدن از مدفوع خود اووسیست دفع مینمایند.
- بیماریزایی
الف – فرم اکتسابی:
در حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد موارد اکتسابی دارای عفونت بدون علایم میباشند و در حدود ۲۰ درصد علایم از جمله تورم غدد لنفاوی به خصوص در ناحیه گردن، غدد تحت فکی و بنا گوشی، تب، سردرد و دردهایعضلانی مشاهده میشود. ضایعاتچشمی نیز در این موارد مشاهده شدهاست.
ب – فرم مادرزادی:
چنانچه مادری در حین بارداری برای اولین بار به توکسوپلاسموز مبتلا شود احتمال ابتلای جنین نیز وجود دارد. اگر ابتلای مادر در سه ماهه اول بارداری باشد در صورت عبور انگل از جفت و رسیدن به جنین در غالب موارد منجر به بروز عوارض وخیم یا سقط جنین خواهد شد. عوارضی نظیر عقب ماندگی ذهنی و روانی، تشنج و… از علایم مهم آن محسوب میشوند.
- پیشگیری و کنترل
۱ – عدم مصرف گوشت کبابی و نیم پزاحشایی پرندگان و پختن کامل غذاها وگوشت در درجه حرارت ۶۰ درجه.
۲ – فریز کردن (منجمد کردن) گوشت در برودت -۱۸ درجه سانتی گراد بهمدت ۱۰ روز.
۳ – معدوم ساختن مدفوع روزانهگربهها و بچه گربهها قبل از آنکه اووسیستهای موجود در آن آلودهکننده شوند. مدفوع این حیوانات را میتوان به طرف فاضلاب هدایت کرد، سوزاند و یا عمیقا دفن کرد. لانه گربهها را بایستی روزانه با آب جوش ضدعفونی کرد.
۴ – اجتناب زنان باردار از تماس باگربههایی که سابقه تغذیه آنها معلومنیست. اجتناب این گونه زنان ازکارهای باغبانی و یا پوشیدن دستکش و شستشوی دست بعد از انجام کار لازم است.
۵ – شستشوی دستها پس از تماس باگوشت خام و یا باغبانی در محل هایی که احتمالا آب آن محل آلوده به مدفوع گربهها شده است.
۶ – دور نگه داشتن غذاها از دسترسحیوانات به خصوص گربه.
۷ – شستن دستها بعد از کارکردن، بهخصوص بعد از کار در مزرعه و باغ.
۸ – شستن کامل و ضدعفونی سبزیها ومیوهها.
۹ – خود داری از تماس با خون ووسایل پزشکی آلوده به خون.
۱۰ – آزمایش کردن خونهای اهدایی از نظر آلودگی به توکسوپلاسموز.
منبع: سایت پزشکان بدون مرز
درکم کُنین. گُربه میخوام.
از وقتی که دوبی، مُرد. دلم گربه میخواد، جوجه تیغی اولش میخواستم اما اینقدر دیگه هی به همه گفتم و همه حیوون و پرنده و چرنده فروشی ها رو گشتم و چششای از حدقه بیرون زدهشون رو دیدم دیگه خودم از رو رفتم و دیگه سراغش نرفتم.
![]()

